عجیب اینجاست که ما دنبال آرامش میگردیم، در حالی که بیشترش همینجاست… وسط همان زندگی شلوغی که مدام ازش شکایت میکنیم.
آدمهای جالب اوناییان که وقتی باهاشون حرف میزنی، هم انرژی میگیری، هم حس میکنی شاید زندگی آنقدرها هم جدی نباشه.
ما عوض نمیشیم، فقط لایههایی از خودمون رو که لازم نداریم کمکم میذاریم کنار. این اسمش تغییر نیست؛ بالغ شدنه.
"یه جاهایی تو زندگی هست که انگار زمان وایمیسته، نه برای اینکه دلتنگی، که برای اینکه بفهمی چقدر بزرگ شدی."
شاید معنیِ واقعیِ دوست داشتن، اینه که اجازه بدی طرف مقابل، همونجوری که هست، بدرخشه، بدونِ هیچ قید و شرطی."
این اخلاقم که واسه چیزی که میخوام صد خودمو میزارم و حتی تا پای مرگ و جونم واسش میرم داره یهذره خطرناک میشه.