کمی برای ماندنم اصرار کن،نه آنقدر که بمانم آنقدر که بفهمم رفتنم چیزی را از جهان تو کم میکند.
یه جورایی این یه تعهده ، وگرنه احتیاجی ندارم به تَرحُمت.
گفتم میخوای برم؟! تو انکار نکردی ، حتی واسه موندن من اصرار نکردی.
ممنونم واسهیِ موافقتت ، ممنونم بخاطر مراقبتت.
نمیشم اسباب مزاحمتت ، کسی سراغمو گرفت بگو مسافرته..
خلاصه من که دیگه تمومه کارم ، من که دیگه عادت به نبودت دارم؛
لااقل از اینجا رَد شدی یه سری بهم بزن ، یه دست هم تکون بدی من قبولت دارم..