eitaa logo
آهوها باز می‌گَردند.
400 دنبال‌کننده
18 عکس
16 ویدیو
0 فایل
🦌`🪽 کلاغ به خانه نرسیده مرد، بال پرستوها شکست، خورشید زمین فُتاد، درخت‌ها کج شدند، پای اسب‌ها شکست‌و چَشم آهوها کور شد. همه رفته‌اند. ما مانده‌ایم. ما، مانده‌ایم. چون من من یقین دارم به آبی آسمان و بازگشت آهو_آهوها. آهوها باز می‌گردند. می‌دانم، می‌دانم.
مشاهده در ایتا
دانلود
قدت کوتاه و این یعنی که هربار، به لب‌هایت کنم تعظیم، ناچار.
آهوها باز می‌گَردند.
آهوها و‌ گوزن‌های شباهنگِ زندگانی، کافیه. رفتند این‌جا. مچکرم از نور نگاهتون، امیدوارم کلماتم لایقِ
گفتم از سیاهی‌ها بگو، از ظلم‌های بشر و آسمان به دود آلوده، از بال‌های پاره‌پاره شده به‌دستِ آسمان‌خراش‌ها، از خاک‌های به غارت برده شدهٔ سواحلِ هرمز، دریای مالامالِ جنازه‌ی نهنگ‌ها و سرزمین پلاستیک‌ها. امّا تو لبخند زدی، انگشتانت را در هوا تکان دادی و خورشید از پشت کوه برخاست، قامت بلند کرد و درخشید. نشانش دادی، نور را روی انگشتانت لغزاندی و سپس؛ گفتی خورشید هر صبح برمی‌گردد، انگار هنوز به جهان فرصتِ دیگری برای روشن شدن می‌دهد. و نور، نه دیوار می‌شناسد و نه تاریکی، به همه می‌تابد. گفتی از خورشید بگو. نگاه کن که چگونه هر غروب، خورشید را می‌کشند؛ و هر طلوع، دوباره از شرق برمی‌گردد.
آهوها باز می‌گَردند.
آهوها و‌ گوزن‌های شباهنگِ زندگانی، کافیه. رفتند این‌جا. مچکرم از نور نگاهتون، امیدوارم کلماتم لایقِ
یک، دو، هشت، دوازده، پنجاه... قرار نبود نبودنت به‌قدری زیاد شود که دنبال دست‌هایی بگردم برای شمردندش. حالا تقریباً به ۲۶ دست نیاز دارم. انگشتان دستان مادر را که می‌شمردم، بغض کرده زل زد به چشمانم. گفت چند روز شده؟ گفتم ۱۳۱ روز. نه آن‌قدر زیاد که فراموشت کنم، نه آن‌قدر کم که اندکی نبودنت عادی شده باشد. و من هرروز رفتنت را مانده‌ام.
آهوها باز می‌گَردند.
آهوها و‌ گوزن‌های شباهنگِ زندگانی، کافیه. رفتند این‌جا. مچکرم از نور نگاهتون، امیدوارم کلماتم لایقِ
پرنده را بپرس از آزادی، پرنده را بپرس از آزادی و او با دو چشم گرد و سیاه خود، خیره خواهد شد به فاصله‌ی میان میله‌های قفس. در قفس را باز و آسمان را ارزانی‌اش کن، دو قدم می‌آید و ده قدم عقب می‌خزد. در آن‌جا نان رایگان هست؟ نه. در آن‌جا کرکس‌ها به جانم دندان تیز کرده‌اند؟ آری. در آن‌جا... دیوانه! در آن‌جا آسمان را داری، ابرها را، سرسبزی درخ... پرنده کلام می‌بُرد و خود، قُفل قفس را می‌اندازد.
آهوها باز می‌گَردند.
آهوها و‌ گوزن‌های شباهنگِ زندگانی، کافیه. رفتند این‌جا. مچکرم از نور نگاهتون، امیدوارم کلماتم لایقِ
سلام رزی. ممنون میشم اگه لینک چنلم رو بذاری حقیقتا دیلی نیستش حالت مشاوره طور برای کنکوره و نذرم بوده گفتم اگه کسی نیاز داشت بتونم کمک کنم https://eitaa.com/growwings ` 🤍
نورهاتون رفتند این‌جا. 🤍