eitaa logo
آهوها باز می‌گَردند.
422 دنبال‌کننده
25 عکس
20 ویدیو
0 فایل
🦌`🪽 کلاغ به خانه نرسیده مرد، بال پرستوها شکست، خورشید زمین فُتاد، درخت‌ها کج شدند، پای اسب‌ها شکست‌و چَشم آهوها کور شد. همه رفته‌اند. ما مانده‌ایم. ما، مانده‌ایم. چون من من یقین دارم به آبی آسمان و بازگشت آهو_آهوها. آهوها باز می‌گردند. می‌دانم، می‌دانم.
مشاهده در ایتا
دانلود
به نامِ آن‌که هنوز الفبای زندگی را نیاموخته، اما جهان از پیش، سطرهایش را برای او نوشته است. آن‌که هنوز نمی‌داند از کدام سوی پنجره آفتاب طلوع می‌کند، اما باید بداند کدام سوی خیابان قدم بردارد؛ هنوز معنای دوست داشتن را نمی‌داند، اما باید از دوست داشته‌شدن بترسد. به نامِ دختری که رؤیاهایش را آهسته به زبان می‌آورد، مبادا بلندای آرزوهایش گوشِ جهان را بیازارد. به نامِ آن‌که برای رفتن، دلیل می‌خواهد؛ برای ماندن، اجازه؛ برای نه گفتن، شجاعت؛ و برای ساده‌ترین خواسته‌هایش، گاهی تمامِ عمرش را. به نامِ دخترانی که صدایشان را در گلویشان حبس کردند و بعد، از سکوتشان نجابت ساختند؛ آن‌ها که از ترسیدن منع شدند، و از امنیت باز ماندند. آن‌ها که باید برای ساده‌ترین حق‌هایشان دلیل بیاورند، انگار انسان بودن امتیازی‌ست که باید استحقاقش را ثابت کنند. من نمی‌خواهم برای دختران، تنها آرزوی خوشبختی کنم. خوشبختی، وقتی حقِ انتخاب از کسی گرفته شده باشد، کلمه‌ی کوچکی‌ست. من حقّ می‌خواهم. حقِ کودکی، پیش از آن‌که ازدواجی زودرس آن را ببلعد. حقِ تحصیل، بی‌آن‌که رؤیاهایش پشتِ درهای بسته بمانند. حقِ امنیت، بی‌آن‌که ترسیدن بخشی از آدابِ زندگی‌اش شود. حقِ انتخاب، بی‌آن‌که برای انتخاب کردن، از جهان عذر بخواهد. حقِ اشتباه کردن، تجربه کردن، آموختن، نه گفتن و از نو آغاز کردن. و اگر روزی از من بپرسند برای دختران چه می‌خواهم، نمی‌گویم آسمان را به پایشان بریزید. فقط دست از گرفتنِ زمینِ زیرِ پایشان بردارید. روز جهانی دختر؛ روزِ یادآوریِ حق‌هایی که نباید برای به‌دست‌آوردنشان جنگید، اما هنوز دختران بسیاری برای داشتنشان می‌جنگند. روز دختر، روزِ ستایشِ تاب‌آوردنِ دختران نیست؛ روزِ پرسیدن از جهانی‌ست که چرا این‌همه تاب آوردن از آن‌ها می‌خواهد.
من امّا نمی‌خواهم تنها از زیباییِ چشم‌هایشان بنویسم، از لطافتِ دست‌هایشان، از موهایی که در باد می‌رقصند یا لبخندهایی که جهان را روشن می‌کنند. دختر، پیش از آن‌که زیبا باشد، انسان است؛ پیش از آن‌که مایه‌ی افتخارِ کسی باشد، صاحبِ خویشتن است؛ و پیش از آن‌که کسی برایش رؤیایی ببافد، حق دارد رؤیای خودش را داشته باشد. من از حق می‌نویسم؛ از حقی که بخشیدنی نیست تا روزی کسی خود را بخشنده‌اش بداند. از آزادی‌ای که هدیه نیست، از برابری‌ای که لطف نیست و از زندگی‌ای که هیچ‌کس نباید برای به‌دست‌آوردنش، انسان بودنش را به اثبات برساند. و اگر روزی دختران این سرزمین بی‌هراس خندیدند، بی‌اجازه راه رفتند، بی‌عذرخواهی رؤیا بافتند و بی‌آن‌که از فردا بترسند، فردایشان را انتخاب کردند، آن روز برایشان کف نزنید؛ چنان رفتار نکنید که گویی معجزه‌ای رخ داده است. آن روز، جهان فقط اندکی از بدهیِ دیرینه‌اش را به آنان بازگردانده است.
روزی خواهد رسید که دختر بودن نه دلیلِ محرومیت باشه، نه بهانه‌ی تبعیض و نه جنگی برای اثباتِ انسان بودن. اون‌روز، شاید دیگه نیازی به نامیدنِ روزی به نامِ دختر نباشه چون جهان، هر روز، حقِ دختر بودن رو به رسمیت شناخته.
محتوای حساس* ما از جین‌دو می‌گیم و سپس روز دختر رو گوگولایز می‌کنیم، در صورتی که خودمون جین‌دو داریم تو همین خاک. از اون‌هایی که جلوی بیمارستان اعتراض کردن، عوقم می‌گیره.
فمینیستی؟ افرادی مثل تو همینن، منفی‌باف‌های خودروشن‌فکرپندار. مشخصاً فنینیستی ` من حامی حقوق انسانیتم؛ و حقوق زنان، بی‌تردید، بخش قابل‌توجه و مهمی از همین حقوقه. اما به دسته‌بندی رنج‌ها و تبعیض‌ها و تعیین ارزش متفاوت برای قربانیان باور ندارم. معتقد نیستم برای دفاع از یک حق، باید در برابر نقض حقی دیگه سکوت کرد. برعکس، باور دارم معیاری که به‌واسطه‌ی اون از بی‌عدالتی انتقاد می‌کنیم، باید درباره‌ی همه‌ی انسان‌ها قابل‌دفاع باشه؛ فارغ از جنسیت، ملیت، مذهب، موقعیت اجتماعی یا هر تعلق دیگه‌ای. هیچ حقی با انکار حق دیگری ارزشمندتر نمی‌شه و هیچ رنجی برای به‌رسمیت شناخته شدن، به انکار رنج دیگری احتیاج نداره. من از حقوق زنان دفاع می‌کنم، چون زن بودن نباید بهانه‌ای برای سلب حق باشه؛ همون‌طور که هیچ تفاوتی در جنسیت، ملیت، مذهب یا هر تعلق دیگه‌ای نباید مجوز نادیده گرفتن کرامت انسانی کسی باشه. اگر فمینیسم رو مبارزه با تبعیض جنسیتی و دفاع از حقوق زنان بدونیم، طبیعتاً بخشی از باورهای من با اصولش هم‌پوشانی داره. اما نمی‌خوام دغدغه‌هام رو به یک عنوان محدود کنم؛ نه از سر انکار اهمیت اون عنوان، بلکه چون معتقدم دفاع از حقوق انسان، مرزهای محدود به یک گروه رو نمی‌پذیره. برای من، دفاع از حقوق زنان و دفاع از حقوق انسان‌ها دو جبهه‌ی مقابل هم نیستن؛ اولی، بخشی جدایی‌ناپذیر از دومی‌ست. من هرجا حقی پایمال بشه، از تنها سلاحم، یعنی صدا و کلماتم، روی برنمی‌گردونم و ننگ سکوت رو به تنم نمی‌چسبونم. نه می‌تونم رنجی رو به این دلیل که به من مربوط نیست نادیده بگیرم، نه باور دارم برای اثبات اهمیت یک رنج، باید از کنار رنج دیگری گذشت. اگر قرار باشه در برابر بی‌عدالتی سکوت کنم تا مبادا متهم به منفی‌بافی بشم، ترجیح می‌دم متهم بشم؛ چون برای من، پذیرفته شدن به بهای انکار چیزی که می‌دونم نادرسته، ارزشی نداره. و امّا در مورد منفی‌بافی؛ من نقد بی‌عدالتی رو با منفی‌بافی اشتباه نمی‌گیرم. دیدن زخم، انکار زیبایی نیست. حرف زدن از ظلم، به معنای ندیدن خوبی‌ها نیست. قرار نیست برای مثبت‌اندیش بودن، چشم‌هامون رو روی تاریکی ببندیم. من از چیزی می‌نویسم که وجود داره، از حقّی که ضایع شده و از رنجی که نباید عادی بشه. این‌که من از تاریکی حرف می‌زنم، دلیل نمی‌شه روشنایی رو نبینم؛ شاید فقط بیشتر به این معنیه که نمی‌خوام به بهای ندیدن تاریکی، از روشنایی حرف بزنم. نمی‌دونم. به‌هرحال امیدوارم برات روشن شده باشه تفکراتم در این حیطه.
هدایت شده از هزارمن
آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن‌.
آهوها باز می‌گَردند.
آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن‌.
رزق‌و روزیِ امروزم رو‌ از بین همین پیام و درخششِ همیشگی‌ِ ملیحِ لیلی خانوم برداشتم. هرکس چنین لطافت قلم‌و ژرف اندیشیِ لیلی رو از دست بده، بد باخته. اگه نرفتید این‌جا کلاً به‌نظرم ایتا رو پاک کنید. ☕️