زمان:
حجم:
5.8M
🌱 ` @raredream
عجب قلمِ نرمی، خوشبیانی، نرمنرمک و خوشعطری. کلمات شما، تنها به چشم نمیرسه، به قلبِ آدمی رسوخ میکنه و پژواک میشه. امید دارم این قلم، تا همیشه بنویسه.
زمان:
حجم:
1.7M
برای قبرستون.
بینامو نشونی اومدی، یککلمه، یکضرب. چون مرگ. چون سرمای آغوش مرگ. به خدا قسم که این حقّ ما نیست.
آهوهابازمیگَردند.
حیفو میلمان کردند پدر. همگی حیف شدیم. نان بیات را دیدهای؟ نه میتوان خوردش و نه میتوان دورش اند
امروز گلدانِ گل مریمی شکست، بیجهت، بیدلیل.
یادم است گل عاشق خاک شده بود. میدانی؟ خاک زیاد بود و او اندک. یک ساقهو چند تارَکی ریشه. او بیشتر میخواست. خاک هم. خاک میخواست او تمامش را بگیرد و گل نیز تمامِ خاک را خواستار بود.
پس، گل آنقدر ریشههایش را بیش کرد، بیش کرد، بیش کرد که گلدان شکست. گل پژمرد. خاک پایین ریخت، زیر اقدام بشر. امّا گناهِ گلدان این وسط چه بود؟ عزیزم، گناهِ ما این وسط چه بود؟
برخی غمها جای نمیشوند. بنابراین، کلمات را نصف میکنند، صدا را میشکنند، قلب را، تکهتکه میکنند، و کاسهی چشم را، لبریزِ از اشک میکنند؛ تا خود را جای دهند. تا خود را بین این کلماتِ مغمومِ هزار تکّه، بگنجانند. یا حتی شاید، آنقدر وسیع باشند که تپش قلب، صدای حنجره و اشک چَشمانت را نیز کاملاً بدزدند. آنقدر فشار میآورند تا تو را بشکنند و در جسمِ تو، چون روحی قامت بلند کنند؛ آنگاه است که رو به روی آیینه میایستی، وَ هیچچیز و هیچکسی جزء آن غم نمیبینی...
آه که ای عزیزِ من، ما را به یاد بیاور!
ما را که جوانانی بودیم در لبهٔ پرتگاه و در تمنّای عشقو زندگی، دستانمان تهی و امّا قلبمان مالامالِ غم، عشق، امید. ما را به یاد بیاور که شوری داشتیم مثالزدنی که پیشینِ آنکه ز طعم عشق لبریز کنیم خویشرا و بوسه بر گونهی معشوق بکاریم، بر خاکِ رفتگان گونه ساییدیمو خون گریستیم بر این خاکِ خونبوسیده. اگر روزی عشّاقی سرسپرده دیدی، خندههایی بیمهابا و فردای روشنِ دیروزها؛ ما را به یاد بیاور! مایی که قرار بود زندگی کنیم. به خدا قسم، حقّ ما این نبود.
بیا و بشین پهلوی غمگرفتهی من، کلماتم رو ببند؛ انقدر زخمیه که شکستهشکسته بر لبانم بوسه میزنه. کلماتم رو پانسمان کن. نگاهم رو پانسمان کن، که انقدر بیسو نباشه. دستام رو پانسمان کن، که انقدر سرد نباشه. مردم نمیبینندو اما ما هر دو خوب میدونیم، که چقدر شکستهام من.
اونموقع تازه نورهای اینجا هزارتا شده بود. یادتونه ؟ تقریباً نهصدتا از آهوهامون رو گُم کردیم. یا شکارشون کردن؟