eitaa logo
The Enduring Word
404 دنبال‌کننده
445 عکس
1هزار ویدیو
187 فایل
+دنیا قشنگ نیست:) -دنیا قشنگه آدما قشنگ نیستن جانم... کپی راضی نیستم... فقط استفاده شخصی یا هم فور
مشاهده در ایتا
دانلود
۲۰ جمله یا حرف بیاد موندنی: «آدمی وقتی با رنج خودش آشتی نکنه همه دنیا براش بهانه درد می‌شه..» گاهی سنگین ترین چیزی که انسان حمل میکنه فکر های تو سرشه. یکمی رهاش کن باعث افتخارمه که تا اینجای سال رو بدون بستری شدن توی تیمارستان دووم آوردم. افتخار نیس؟ سلام بر آن‌هایی که قرار بود پناه هم باشیم، اما بر روح هم زخم‌هایی به جا گذاشتیم که هنوز التیام نیافته‌اند. تمامِ رنجِ من از این بود که پشتِ آن زخمِ عمیق، هیچ غریبه‌ای نبود؛ تو بودی… تو که آمده بودی تا مرهمِ من باشی. مرهم؟؟ ‌من بررسی کردم، هیچ فایده‌ای نداره، تقلای بیهوده می‌کنیم. هیچ امیدوارم به مرحله ای نرسید که حس کنید تنها راه محافظت از خودتون، تنها موندنه. امیدوارم درد همیشه فریاد نمی‌زند؛ گاهی فقط ساکت می‌نشیند گوشهٔ سینه‌ات و کاری می‌کند شب‌ها دیرتر بخوابی. ‌امیدوارم کسی بیاد تو زندگیت که به زبان خودت صحبت کنه، تا مجبور نباشی یه عمر رو صرفِ ترجمه روح خودت کنی!✨️ نوجوانی و جوانی واقعا سخته؛ خودت افسرده‌ای، دوستات افسرده‌ان، تو مشکلاتت تنهایی، و همواره تلاش میکنی خودتو نکشی. ‌خیلی زیبایی، اندازه‌ی غم‌هایی که پنهان کردی. پس سلام به اونایی که بی نهایت زیبا هستند بعضی وقتا یه آهنگ، حالتو بهتر می‌فهمه تا همه‌ی آدمای دور و برت. حقق تا ابد دلتنگت خواهند شد و در پیدا کردن کسی مثل تو شکست خواهند خورد!🌱 هر قلبی قاتلشو دوست داره. خیلی حرف توش بود هر یک از ما آهنگ رنج کشیدن خودش را دارد. ‌ معجزه‌ی واقعی وقتی اتفاق می‌افته که باور کنی هیچ معجزه‌ای قرار نیست برات اتفاق بیافته و همه‌ش خودتی!همش🌱 نوشته بود: «از کسی که تو سختی، ریشه هاتو به امید گره میزنه مواظبت کن...» و انگار این تعریف عزیزترین آدم زندگیم بود! ديوارا انقدر بزرگ بود كه همه نقاشی كنن ولی آدما نقاشی همديگه رو خط خطی ميكردن .. واقعا چرا؟ راه برگشتی وجود نداره، قدر همه چیزو همون موقع بدونید. - تو برای همیشه رفته‌ای و من . . قسمتی از قلبم تا ابد منتظر بازگشت تو خواهد ماند . بچه ها شما هم برامون بفرستین چند جمله بیاد موندنی رو تا با بقیه به اشتراک بزاریم . https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
سلام انشاالله ساعت هشت ادامه رمان را براتون میذارم
سلام ۲۰ جمله یا حرف بیاد موندنی: من خودمو از دست دادم وقتی که داشتم سعی میکردم تورو از دست ندم. فرصت دوباره، بی‌حرمتی به تموم رنج‌هاییه که کشیدی. برا خودت ارزش قائل باش . آدم ذره ذره بی‌حوصله میشه، اول دیگه فیلم ندیدم بعد کتاب نخوندم بعدش دیگه کمتر بیرون رفتم و الان کمتر حوصله ارتباطاتت جدید رو دارم. خلاصه زندگیم: رها کردن در اوج خواستن، بی اهمیتی در اوج دلتنگی. دلم واسه اون مَنی که بهت نرسید و هنوز داره عذاب میکشه به شدت میسوزه.هعی اذا سألوك عني قل لهم اذيتها بكثر ماحبتني اگر درباره‌ی من از تو پرسیدند بگو: به اندازه‌ای که دوستم داشت آزارش دادم. 💔 نباید فراموش می‌کردی که من تو روزایی که دست خودم رو رها کرده بودم، دستای تو رو محکم‌تر گرفته بودم.💔 یه روز که دیگه برات مهم نیست، همه‌چی درست می‌شه. میشه؟ نباید وقتی بهش رسیدی، یادت بره که چقدر دنبالش بودی. نبایدد کاش میدونستی چقدر گریه کردم وقتی تصمیم گرفتم ازت دور بشم. کاش شاید من زود رنج نیستم و این تویی که واقعا همش داری گند میزنی به همچی. الانم دوسش دارم، ولی شوقشو ندارم. اون موقعی که دوسش داشتم هم شوقشو داشتم نشد. بعد از مدتی، درد خصوصی میشه و گفتنش به دیگران لطفی نداره شروع انزوا از همین نقطه‌ست. متاسفم که تو گاهی غمگینی و دست‌های من از تو دورن. آخر شب که همه تایمشون خالیه، ببین کی سرظهر بهت پیام میده. و چه روزای قشنگی که توی تخیلاتم باهات ساختم و نشد که واقعی بشن. آره عزیزم تو بردی ،چون من دیگه نمیتونم هیچ کسیو اندازه تو دوست داشته باشم. من دوسِت نداشتم؟! من تو رو بخشیدم، حتی وقتی پشیمون نبودی. بعضی چیزا خراب نشدن که بخوای درستشون کنی. تموم شدن، تموم. هیچوقت دنبال پشیمونی آدمی نبودم اما اینو بارها مطمئن شدم که آدم‌ها یه‌روزی به اونی که رهاش کردن، هر چند دیر، اما برمیگردن. https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
سلاااااامممم قشنگام اماده ایددد برای پارت گذاری ادامه رمان عاشقی در عمارت ارباب؟؟؟؟
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 *سارگل* مهتاب : واقعا ارباب این حرفارو زد؟ آره ، خودمم تعجب کردم از اون هرکول این کارو این حرفا بعیده. مهتاب : هرکول لقب جدیدشه. سرمو تکون دادم دوتایی زدیم زیر خنده. مینو : چخبره صدای خندتون کل خونه رو برداشته. پوزخندی زدم و برگشتم سمتش فکرنمیکنم به شما ربطی داشته باشه . طرز خرف زدنتو درست کن فعلا. مینو : زیاد هوا برت نداره بندازمت بیرون پس خواستو جمع کن. ببین‌تو هیج کاره ای اینجایی پس واسه من زیادی حرف نزن . الانم برو بیرون اینجا مزاحمی من کلفت تو نیستم  . حالام بیرون. مینو : درستت میکنم . بیروووون. *مینو* عصبی دستامو مشت کردم دختره بیشعور ببین چطوری حرف میزنه ‌. باید کارشو تلافی میکردم آرشاویر متنفر بود دختره پاشو از عمارت بزاره بیرون . خبرارو شنیده بودم که سری پیش که سری پیش چیکار کرده ، لبخندی روی لبم‌نشست باید میگفتم از خونه بیرون بره اون موقع حساب کار دستش میاد . 1ساعت دراز کشیدم و با گوشیم سرگرم شدم . نزدیکای ظهر بود از اتاق بیرون رفتم و وارد آشپز خونه شدم ‌. کم کم باید آرشاویر میرسید . سارگل : چیکار داری؟ https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 یه خرید دارم میشه برام انجامش بدی. سارگل : نه خودت دست و پا داری برو. میدونم ولی کمرم دردمیکنه حالم خوب نیست ممنونت میشم. سارگل : چی میخوای؟ باید بری ده بالایی حدود نیم ساعت راهه یه خانمی هست میخوام ازش داروهای گیاهیمو برام بگیری . آدرس دقیقو بهت میگم. سارگل : خیلی خب زودباش. باشه ، از آشپزخونه بیرون اومدم لبخندی روی لبم‌نشست اخلاق آرشاویرو میدونستم. *آرشاویر* حالم خوب بود با خبری که شنیدم میدونستم باهاش چیکارکنم ، ولی الان زود بود باید به وقتش وارد عمل میشدم . تو راه برگشت به سمت روستا بودم . با صدای زنگ گوشیم از فکرخارج شدم مینو بود ، حوصلشو نداشتم . توجهی نکردم دیدم ول نمیکنه گوشیو جواب دادم. مینو : چرا جواب نمیدی لابد کار مهمی دارم . کارای مهم تری داشتم چیه حالا چی میخوای؟ مینو : این خدمه جدیدت بدون اینکه به کسی بگه و اجازه بگیره از عمارت بیرون رفته ‌ کجاا رفته؟ مینو : ما از کجا بدونیم! گوشیمو قطع کردم ، یا سرعت زیادی گاز میدادم عصبی دستامو مشت کردم. و کوبیدم روی فرمون  ، دختره هنوز منو نشناخته آدمش میکنم. حق اینکه بخواد از عمارت برو رو نداره ولی اون برعکسشو اجرا کرد. https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01