#عاشقی_درعمارت_ارباب
#پارت80
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞
*سارگل*
تشکرکردم و از ماشین خارج شدم ، به سمت عمارت رفتم که یه دفعه مینو از جلوم دراومد.
مینو : کجا بودی؟
تا خواستم جواب بدم صدای ارباب مانع شد.
ارباب : اونش به تو مربوط نیست ، سرت تو کارخودت باشه.
پوزخندی روی لبم نشست ، دختره عوضی بعد از اون کاری که کرده هنوز انگار طلبشو میخواد . بدون توجه به قیافه بهت زده مینو وارد آشپرخونه شدم . مریم بانو داشت غذا رو آماده میکردم ،
لبخندی روی لبمنشست رفتم از پشت بغلش کردم ، نمیدونم چرا ولی خیلی دوسش داشتم.
مریمبانو : اومدی دخترم؟
احوال مریم بانوی خودم . بله خیلی خوب بود ، خیلی وقت بود سرخاک نرفته بودم.
مریم بانو : تو رودیدم عالی شدم ، الهی شکر پس حالت بهتره
مهتاب : آی آی خوب دوتایی خلوت کردید!
بله دیگه حسود خانم اومد
مهتاب : سااارگل من حسودم؟
با مریم بانو دوتایی زدیم زیر خنده . نه عشقم تو چرا حسود باشی؟
مریم بانو : میزو آماده کنید ، انقدر بحث نکنید.
*آرشاویر*
خسته روی تخت درازکشیدم . چشمامو بستم به اتفاقات امروز فکرمیکردم ،
با اینکه خودشو همیشه شاد نشون میده ولی سختی زیاد کشیده ، هرکاری میکردم بهش فکرنکنم نمیشد ،
اون چشمای سبزش میومو جلوی چشمم کلافه بیشتر چشمامو فشار دادم
https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
ناتوان Dehkadehketab.pdf
حجم:
62.2M
📚کتاب:#ناتوان
👤نویسنده:لورن رابرتس
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
در سرزمین ایلیا، هیچ جرمی خطرناکتر از معمولی بودن نیست! سرزمینی که بیماری طاعون بزرگی را پشت سر گذاشته و به اکثریت بازماندگانش، قدرتهای ماورا الطبیعی داده است. قدرتهایی نظیر کنترل کردن آتش، جابهجایی اجسام، کنترل کردن بقیه و … اما این در حالی است که پادشاه ایلیا فقط افرادی که قدرتهای ماورائی دارند را لایق زندگی کردن دانسته و افراد عادی را مستحق مرگ میداند.
https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
سال بلوا.pdf
حجم:
4M
📚کتاب:#سال_بلوا
👤نویسنده:عباس معروفی
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
داستان زندگی دختری به نام نوشآفرین است که زندگی خود را در بستر مرگ و بیماری، به یاد میآورد. عباس معروفی (Abbas Maroufi) داستان این کتاب را در سالهای پیش و پس از جنگ جهانی دوم در شهر سنگسر روایت میکند. نوشآفرین دختر زیبای سرهنگ نیلوفری و عالیه خانم است که پدرش رؤیای ملکه شدن او را در سر دارد. سرهنگ نیلوفری با وعدهی رسیدن به وزارت جنگ، از شیراز به سنگسر میآید و همانجا ماندگار میشود؛ غافل از اینکه زندگی در سنگسر، آغاز نابودی خانواده است.
https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
@Ketabatun اسبها و انسانها.pdf
حجم:
8.3M
📚کتاب:#اسب_ها_و_انسان_ها
👤نویسنده:لئو تولستوی
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
اين کتاب حاوي سه حکايت جذاب به نامهاي «اسبها و انسانها»، «قرباني» و «ارباب و کارگر» از اين نويسندهي نامدار است
https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
۱۵ جمله یا حرف بیاد موندنی:
به عشق پناه بردم، چون نیاز داشتم کسی را که نابودم کند.
ای کاش واقعا شَب ها میتونستم راحت بخوابم، نه اینکه بشینم تکرار تموم خاطراتی که دلم نمیخواست رو مرور کنم.
گاهی لازمه به خودت یادآوری کنی: توی بازی زندگی؛ کارتهای فاجعهای دستت افتاده بوده، ولی تو فوقالعاده بودی
سرعتی که دخترا جواب میدن تو تایپ کردن وقتی که عصبانی ان، از خدا بیامرز میگ میگ هم بیشتره
نگو دلم برات تنگ شده چرا پیام نمیدی ؟!
بگو : اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمی کنی
خودتو خسته نكن واسه نگه داشتن آدما ، ميرن هرجایی كه واسشون بصرفه
بی ارزش ترین نوعِ افتخار، افتخار به داشتن ویژگی هایی است که خود انسان در داشتنشان هیچ نقشی ندارد مثلِ چهره، قد، رنگ چشم، ملیت، ثروت خانوادگی و خیلی چیزهای دیگه...
من حتی خودمم با خودم در گیرم بعد انتظار دارین با شماها با نرمی و لطافت برخورد کنم ؟
بلاک کردن کارجالبیه!
انگاریکی درحال دست وپا زدن زیر آبه وهرچی سعی میکنه نمیتونه دادبزنه و تو درگوشهای امن ایستادی و بالبخند نگاش میکنی
منم خیلی دلم میخاست یه غمگین آروم باشم ولی متاسفانه یه پیش فعال شادم
کاش میشد آدم اندوه را از پنجره بیرون بریزد.
زور دل همیشه به منطق زندگی نمیچربه.
مقصر تو نیستی گاهی واقعاً نمیشه با یسری چیزا جنگید.
بچه بودیم تکلیف عذابمون میداد
بزرگ که شدیم، بلاتکلیفی.
آدما هیچوقت از بین نمیرن، اونا تبدیل به یه آهنگ میشن و میرن تو پلیلیستت.
https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01