eitaa logo
The Enduring Word
382 دنبال‌کننده
453 عکس
1.1هزار ویدیو
187 فایل
+دنیا قشنگ نیست:) -دنیا قشنگه آدما قشنگ نیستن جانم... کپی راضی نیستم... فقط استفاده شخصی یا هم فور
مشاهده در ایتا
دانلود
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 نمیدونستم بهش بگم یا نه اما فکرمیکردم وقتش رسیده نمیخواستم بعدا مشکلی پیش بیاد . راستش یه مدت بعداینکه وارد عمارت شدم از شباهتی که با مادرم داشتم مریم بانو فهمیدم که من نوشم‌ ارباب : پس چرا از هم بی خبر بودید این چند سال؟ اون قضیه ش مفصله . اما سر ازدواجی که مادرم پدربزرگم راضی نبوده میگفته پدرم آدم درستی نیست ولی وقتی اصرار مادرم رو دیدن سکوت کردن ، اما پدرم بعداز ازدواجشون این اجازه رو به مادرم نمیده . فکرمیکردم خیلی عصبی بشه اما منطقی برخورد کرد. ارباب : از پدرت خبر داری؟ نه گوشیمو گرفتی! راستی آرمان... با آوردن اسمش دیدم عصبی دستاشو مشت کرد‌. ارباب : الان برای چی اسم اون عوضی رو میاری؟ اونی که میگی پسردایی منه ‌. تو اشتباه متوجه شدی اگرم نسبت بهت حساس بود نگران حالم بود اون یکی دیگه رو میخواد‌ ارباب : در هر صورت دوس ندارم اسمشو ببری ، فهمیدی؟ فهمیدم نفسی از روی اسودگی کشید بله فهمیدم. https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 *آرشاویر* تا گفت اون پسره پسردایشه خیالم راحت شد . چون حس خوبی نسبت بهش نداشتم . ولی تمام حرفایی که زد باعث نمیشد بزارم باهاش حرف بزنه ، نگاهی بهش کردم از چهرش مشخص بود خیلی خسته شده ، چرا همچین حسی نسبت به این دختر داشتم دختری که اون چشمای سبزش بیشتر از هرچیزی ذهنمو مشغول خودش کرده بود . دختری که روش غیرت داشتم نمیخواستم باهیچ مردی هم کلام بشه ، کلافه سرمو تکون دادم تا کمی حواسم پرت بشه ، برگشتم ستمش ، خسته شدی برو دراز بکش. سارگل : نه خوبم. رفتم کنارش روی مبل نشستم اشاره به پام کردم که سرشو بزاره ، دراز کشید شروع کردم به نوازش کردن موهاش میدونستم با این کار حتما خوابش میبره ، از صدای منظم نفسش فهمیدم خوابش برده آروم روی پیشونیش رو بوسیدم چی داری تو وجودت که نمیزاره نسبت بهت بی تفاوت باشم . فقط میدونستم این دختر با تمام دخترایی که دیدم برام فرق داره. دختر زیادی اطرافم بوده. اما سارگل با همه فرق داشت این دختر زیادی ذهنمو به خودش مشغول کرده بود https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 *سارگل* نگاهی به ساعت کردم که روی 9 درجا میزد ، برای ساعت 12 وقت دکتر داشتم حسابی براش ذوق داشتم جنسیتش برام فرقی نداشت فقط میخواستم تنش سالم باشه ، نگاهی کردم که دیدم نیست حتما جایی نبود خودمو رو مرتب کردم و از اتاق بیرون اومدم ، امروز خیلی حالم خوب بود اونم شاید بخاطر اینکه جنسیت این فسقلی معلوم میشد . ارباب : ساعت خواب مامان کوچولو. نگاهی به چهره خندونش کردم انگار جفتمون امروز حال بهتری داشتیم ، زودبیدارشدم که! ارباب : آره بله وگرنه هرروز جا داشت بخوابید ، بیا صبحانتو بخور دیر میشه‌ صبحانمو خوردم نگاهی به لباسام انداختم ، مانتو بلند زرشکی رنگمو بیرون اوردم به همراه شال و شلوار سفید ، ترکیب قشنگی میشد. لباسامو عوض کردم صورتم خیلی بیحال بود آرایش کمی کردم ولی با همون چهرم خیلی عوض شده بود موهامو چتری روی صورتم ریختم ، کیف دستی کوچیکمو برداشتم ازاتاق بیرون اومدم ، از پله ها پایین اومدم نگاهی به تیپش کردم واقعا جذاب تر شده بود ، شلوار مشکی پوشیده بود که براش جذب بود و پیراهن زرشکی لبخندی زدم انگار تله پاتی داشتیم. ولی این رنگ خیلی بهش میومد سرمو پایین انداختم تا چهره آرایش کردمو نبینه سوار ماشین شدیم https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01
اینم ۲۰ تاپارت خوشتتون اومد توی ناشناس ادصبا بگین https://harfeto.timefriend.net/17726266298788
شرکت کنین
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخ بمیرم واسه تو که دلت میگیره ... این آهنگ عشقه @TheEnduringWord
حرف دل؟
رنج من از اینه به آنچه که نباید بسیار فکر میکنم:) وقتی درد نداری هَمدمن همه.
هر روز داریم تکرار دیروز زندگی رو میبینیم؛ من معمولا برای آدم‌ها گریه نمیکنم، برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم، چون لایق اون رفتار نبودم و این دردناکه‌ . میمردم بدون تویی که منو یادتم نبود:)
من مجهولم در این مفهوم ها. وقتی ولم کردی هنوزم پیگیر بودم.. فرق من و تو اینه! باید اون شب،خیلی بیشتر میگرفتمت بغلم:)) چو ایران نباشد تن من مباد . .: از سال 98 به بعد هرروز بدتر شد:)) "داشتم فکر میکردم اینا اگه پدر خودشونم بمیره میرقصن و خوشحالی میکنن؟ بعد دیدم نه، آخه رقصیدن برا اون همه پدر خیلی سخت و نفس گیره! اینجا مکان مناسبی برای جوونی کردن نبود . دونه دونه میاد از چشامون خون . دیگه نه پوست لبی موند برای کندن، نه مویی موند برای ریختن نه سلامت روانی برای داشتن. از کتابِ قصه‌ی نسلِ ما خون جاری میشود . سال 404 تاابد منفورترین، غمگین‌ترین و عذاب‌آورترین دوران زندگیم میمونه. "زندگیمون‌تويِ‌غمگین‌ترین‌سکانس‌گیر‌کرده" یه‌روزی‌دنبالت‌میگردن‌که‌یا‌خودت‌ِنیستی‌یا‌حستِ . حقیقتاً بوی خون نمی‌گذارد عطر بهار بپیچد. @TheEnduringWord
بچه هایی که میخواستین همسایه بشیم ایدیتون رو توی ناشناس بزارین پیام میدم بهتون . امارتون لطفا بالای ۱۵۰ باشه لینک ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/2458089