eitaa logo
The Enduring Word
382 دنبال‌کننده
453 عکس
1.1هزار ویدیو
187 فایل
+دنیا قشنگ نیست:) -دنیا قشنگه آدما قشنگ نیستن جانم... کپی راضی نیستم... فقط استفاده شخصی یا هم فور
مشاهده در ایتا
دانلود
حرف دل؟
رنج من از اینه به آنچه که نباید بسیار فکر میکنم:) وقتی درد نداری هَمدمن همه.
هر روز داریم تکرار دیروز زندگی رو میبینیم؛ من معمولا برای آدم‌ها گریه نمیکنم، برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم، چون لایق اون رفتار نبودم و این دردناکه‌ . میمردم بدون تویی که منو یادتم نبود:)
من مجهولم در این مفهوم ها. وقتی ولم کردی هنوزم پیگیر بودم.. فرق من و تو اینه! باید اون شب،خیلی بیشتر میگرفتمت بغلم:)) چو ایران نباشد تن من مباد . .: از سال 98 به بعد هرروز بدتر شد:)) "داشتم فکر میکردم اینا اگه پدر خودشونم بمیره میرقصن و خوشحالی میکنن؟ بعد دیدم نه، آخه رقصیدن برا اون همه پدر خیلی سخت و نفس گیره! اینجا مکان مناسبی برای جوونی کردن نبود . دونه دونه میاد از چشامون خون . دیگه نه پوست لبی موند برای کندن، نه مویی موند برای ریختن نه سلامت روانی برای داشتن. از کتابِ قصه‌ی نسلِ ما خون جاری میشود . سال 404 تاابد منفورترین، غمگین‌ترین و عذاب‌آورترین دوران زندگیم میمونه. "زندگیمون‌تويِ‌غمگین‌ترین‌سکانس‌گیر‌کرده" یه‌روزی‌دنبالت‌میگردن‌که‌یا‌خودت‌ِنیستی‌یا‌حستِ . حقیقتاً بوی خون نمی‌گذارد عطر بهار بپیچد. @TheEnduringWord
بچه هایی که میخواستین همسایه بشیم ایدیتون رو توی ناشناس بزارین پیام میدم بهتون . امارتون لطفا بالای ۱۵۰ باشه لینک ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/2458089
شما : خوبم ممنون کویر نکنین یعنی چی .....تایم پیامتون:20 ساعت پیش من : یعنی ناشناس رو پر کنین تا مثل کویر که خالیه نباشه
The Enduring Word
✨✨
اسم رمان: در جست وجوی مادر سو وسامان
The Enduring Word
✨✨
اسم رمان: جانم میرود
ببخشید دیر شد بریم برای ادامه ی رمان سوگند
سوگند با تعجب نگاهم کرد . از تعجبش خنده ام گرفت شیشه رو بالا دادم و به مهراب نگاه کردم . قرمز شده بود و زشت . ایشاالله همینطور بمونه برای همیشه از داخل آینه نگاهی بهم انداخت و زیر لب گفت : خجالتم خوب چیزیه مثلا من نباید میشنیدم ولی شنیدم بدرک . فقط بگو چیکار کردم میگه خجالتم خوب چیزیه ، خودش و نمیگه انقدر پرو . میخواست سر من قمار بزنه - بار آخر ببینم با یه مرد انقدر گرم میگیری + به تو چه ربطی داره ؟ - من رییس اتم + کشتی ما رو با رییس بودنت ، پخ ام نیستی - سوگند ببند دهنتو حوصلت و ندارم + تو با ایلیا دشمنی به من چه ربطی داره - هههه اسمش نشسته به دهنت + آره نشسته به تو ربطی داره ؟ - کلا خنگی درکی نداری بفهمی دوست و دشمن کیه + چرا اتفاقا میفهمم ولی خیلی شانسم گنده دوستم که ایلیا از دور میبنمش تو که دشمنی باهات زندگی میکنم - کاری نکن بزنمتت + جرعتشو و نداری حرفی نزد ، کم میاره بیشعور . فقط بلده بگه من رییس ام ، ریی س ام اینم شانس ماست ببین با کی داریم زندگی میکنیم از پنجره سرم و بیرون کردم و به عقب نگاه کردم سه تا ماشین دنبالمون میومدن ♡- - - - - - -‹🌾🌝›
سوگند - سوگند بشین داخل سر جام نشستم : ماشینای پشت کی ان ؟ - اون مرتیکه نکبت + منظورت ایلیاست ؟ - اسم این مرتیکه رو یبار دیگه جلوی من بیاری من میدونم با تو + اسمش که خیلی خوشگله ایلیا داغ شد آی خدا !! چه کیفی میکنم مهراب داغ میشه . سرعت ماشین یهوی زیاد شد با کله پرت شدم جلو و به صندلی خوردم + بیشعور سرم با لحن نگرانی پرسید : سوگند حالت خوبه ؟ سر جام نشستم : خیلی بیشعوری سرم درد گرفت - محکم بشین پا روی پا انداختم و به صندلی تکیه دادم : مگه مسابقست عادی برون من محکم نمیشینم - پس از الان مرگت و تسلیت میگم روحت شاد یه لحظه حس کردم اصلا ماشین روی زمین نیست محکم به صندلی چسبیدم یا خدا !! این من و جدی جدی میکشه تند کمربندم و بستم و تند تند نفس میکشیدم هر چند از سرعت زیاد عشق میکردم ولی خب مرگ تجربه دردناکیه . + مهراب من بمیرم ببین با تو چیکار میکنم - دستت از دنیا کوتاهه چیکار میخوای بکنی + میام تو خوابت زندگیتو و زهر مار میکنم حواست به جلو باشه میترسی ♡- - - - - - -‹🌾🌝›
+ گمشو خودت نمیترسی بلند خندید : نچ نمیترسم + ازت نمیگذرمومهراب بخدا بلایی سرم بیاد دعا میکنم به بیماری بی درمان دچار بشی - به دعای گربه سیاه بارون نمیاد کوچولو + خیلیییییی ...... حرفی نزدم حتی سکوتم برای مهراب زیاد بود بیشعور به من میگه گربه سیاه (1 ساعت بعد ) مهراب وقتی به جاده اصلی رسیدیم سرعت و کم کرد . خبری هم از ماشین ایلیا اینا نبود . نگران به مهراب نگاه میکردم ، چشماش خمار خواب بود و تا چشم ازش بر میداشتم خوابش میبرد . یعنی اگر امشب من به خیر و خوشی و سلامتی برسم خونه دیگه غلط بکنم با مهراب بزنم بیرون . قطعا که انسان نبود . دوباره مهراب خوابش برد و کاسه صبرم لبریز شد جیغ کشیدم : بیشعور خوابت نبره از خواب پرید و ماشین و نگه داشت و برگشت سمت من : چی شده ؟ + خب خوابت میاد یه گوشه نگهدار بخواب - کی خوابش میاد من ؟ + نه پس من - خب بخواب + خنگول تو داره خوابت میبره من که نبودم الان هردومون تو خواب ابدی بودیم ، یه گوشه نگه دار بخواب تا فردا ♡- - - - - - -‹🌾🌝›