eitaa logo
The Enduring Word
382 دنبال‌کننده
439 عکس
1.1هزار ویدیو
187 فایل
+دنیا قشنگ نیست:) -دنیا قشنگه آدما قشنگ نیستن جانم... کپی راضی نیستم... فقط استفاده شخصی یا هم فور
مشاهده در ایتا
دانلود
سوگند به به!!! نمیدونستم اینجا کجاست!! ولی بسیار بسیار زیباست دور و برم پر بود از ساختمون... ساختمون که نه برج بودن برای خودشون ـ اویی دختره اینور و نگاه با شنیدن صدا به طرفش برگشتم یه پسر 18 یا 19 ساله که اصلا اوضاعش خوب نبود به ماشینش تکیه داده بود و با خماری نگاهم میکرد + کاری داری ؟ - خوشگله تازه اومدی؟! با تاسف براش سر تکون دادم + خاک تو سر هولت بکنن ، برو پی کارت بچه بلند خندید - بچه منم یا تو فسقل!! + فسقل خودتی یه نگاه به قد و قواره ات بنداز کوچولو از جاش بلند شد و صاف ایستاد - به من میگی کوچولو؟ به دور و برم با تعجب نگاه کردم و بعد به پسره زل زدم : + نه به دیوار گفتم - زبون درازم هستی بچه!!! + بچه خودتی یبار دیگه بگی بچه میزنمتا - به به دست بزنم داری فک کنم امشب به دختر رویاهام برسم عه!عه! چه پرووووووو تا خواستم جوابش و بدم دستم توسط یه نفر محکم گرفته شد ♡- - - - - - -‹🌾🌝›
سوگند - نوید گمشو مزاحم مهمون من نشو میلاد بود تبارک الله!! اینا چرا یهویی ظاهر میشن پسره که اسمش نوید بود خندید : شانس داری میلاد فامیلات خوشگلن میلاد بامزه لبش و گاز گرفت و گفت : خجالت بکش پسر بیا برو خونت دنبال شر نباش بعدم بدون هیچ حرف اضافه ای دستم و کشید و دنبال خودش وارد یکی از آپارتمان ها شدیم + چرا نذاشتی خودم جوابش و بدم - آدم خوبی نیس زورت بهش نمیرسه + اووو توهین نکن!! من خیلی ام زورم زیاده - بر نخوره بهت ولی به قد و هیکلت میخوره از این بچه سوسولاباشی استغفرالله خیلی جلوی خودم و نگه داشتم تا نزنم میلاد و از وسط دو نصف نکنم در آسانسور باز شد و میلادهولم داد داخل + چرا هول میدی؟! - هیچی همینطوری + کرم درون داری لبش به خنده کش رفت و گفت : - بگی نگی ریز خندیدم که اونم با خنده به آینه آسانسور زل زد میمیره به من زل بزنه منم صورتم و ازش بگیرم؟! + مهراب نمیاد؟! - چرا میاد هر موقع دلش خواست + یعنی امشب خونه توییم؟!! ♡- - - - - - -‹🌾🌝›
سوگند بله مزاحم منید + پرو نباش از خداتم باشه با تعجب نگاهم کرد - این حجم از پرویی رو از کجا میاری تو دختر؟! + از خونه خاله ات - عه پس فامیلی با خالم + سکوت کن حوصله ات و ندارم دیگه فرصت حرف زدن نشد یه خانم با یه پسر بچه وارد آسانسور شدن و آسانسور حرکت کرد خاک!! یادمون رفته بود آسانسور و راه بندازیم میلادم دقیقا از من یه دو سه تا تخته کمتر داره خانمه لبخندی به میلاد زد و مشغول حرف زدن شد و هی میپرسید من کی ام و چیکارشم میلاد خنگولم سرش و با خجالت پایین مینداخت و حرف نمیزد و منم این وسط شاخ در اورده بودم دلیل این کاراش چی بود واقعا!؟ خانمه به سمت من برگشت و گفت : - عزیزم چند وقته محرم شدید!!!؟ خاک تو سرم محرم چیه آقا!!! من و میلاد صد پشت غریبه ایم + اوم ما محرم نیستیم یه لحظه رنگ از صورت خانمه پرید خاک بر سرم!!! ♡- - - - - - -‹🌾🌝›
سوگند نکنه فکرای بد به سرش بزنه تند تند دستامو و تکون دادم و گفتم + فکرای بد نکنیدا من مهمونشونم یعنی دختر خاله اش چشمای میلاد چهار تا شد و لبخندی روی لبش نشست بیا هیچی نشده مفتکی دختر خاله شدم اراده زبونمم ندارم خانم لبخندی زد و گفت - ببخشید انسانه دیگه فکرای بد به سرش میزنه لبخندی مصنوعی زدم و گفتم + بله انسانه دیگه همین انسان شرفم و به باد داد در آسانسور باز شد و خانمه با پسرش بیرون رفت میلاددکمه طبقه مورد نظرش و زد و وقتی در بسته شد با خنده گفت - دختر خاله ام نداشتیم که پیدا شد + از دهنم پریدا پرو نشو - من غلط بکنم پرو بشم دختر خاله هی خدا!! مزه مرگ شیرینه؟! من و بکش راحتم کن یجوری هم من و بکش که جنازه ام به دست کسی نیوفته میلاد نگاهی به ساعت مچی اش کرد + ساعت چنده ؟ - ده + شوخی؟!! ♡- - - - - - -‹🌾🌝›
سوگند - چرا باید شوخی کنم دختر خاله؟ دختر خاله و درد اصلاجوابش و ندادم و سرم و پایین انداختم بیشعور دختر خاله رو از سر راه اورده هی میگه دختر خاله حالامن از دهنم یه چیزی در اومد آدم و به غلط کردن میندازه حیف!! باید سکوت میکردم تا زنه فکرای بد بکنه آبروش میرفت اونوقت خوب میشد در آسانسور باز شد و میلاد بیرون رفت - بیا بیرون دیگه آروم بیرون رفتم و از پنجره نگاهی به پایین انداختم انقدر با زمین فاصله داشتیم که یه لحظه سرم گیج رفت و چشمام و بستم میلاددر واحد و باز کرد و رفت داخل منم پشتش وارد شدم ولی دلم عجیب گرفت احساس میکردم پا گذاشتم تو قبر جدا از فضای تاریک خونه سکوتش عذاب آورتر بود تک تک لامپ ها روشن شد ولی به خاطر دکور سیاه خونه هیچ تغییری به حال و هواش نکرد میلاد در و بست و از کنارم رد شد چند قدمی جلوتر رفت و به سمت من برگشت ♡- - - - - - -‹🌾🌝›
بچه هایی که میخواستین همسایه بشیم ایدیتون رو توی ناشناس بزارین پیام میدم بهتون . امارتون لطفا بالای ۱۵۰ باشه لینک ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/2458089
و در نهایت؛ وای بر این صبرِ بی صدای ما...
- دلم برات تنگ شده . . هرجا هستی خوش به حال در و دیوار اونجا :)!
- خیلی تلاش میکنم فراموشش کنم و‌ دیگه بهش فکر نکنم . . ولی هنوز هم منتظرشم . میفهمی چی میگم؟!