#سوگند
#۱۵۰
بشقاب و بالااورد
- تموم شد میشه یه بشقاب دیگه بیاری؟
اخم کردم و بشقاب و گرفتم
+ همونم زیاد برات بگیر بخواب
- سوگند یکی فقط
+ برو خودت بیار
- اصلا ولش کن
روی تخت دراز کشید و پشتش و بهم کرد
خاک تو سر تنبلش
دلم براش سوخت و با خودم کنار اومدم تا براش یه بشقاب سوپ بیارم
آروم دوباره رفتم پایین و براش سوپ کشیدم و برگشتم بالای سرش
آروم تکونش دادم
+ مهراب
- بله
+ پاشو برات سوپ اوردم
نیم نگاهی بهم انداخت و بلند شد
بشقاب و ازم گرفت
- میتونی بری بخوابی
+ تو بخور من الان خوابم نمیاد
بدون هیچ حرف دیگه ای مشغول خوردن شد
صورتش سرخ شده و بود یه جورایی حس میکردم بدنش خیلی داغه ولی به روی خودش
نمیاره
دستم و آروم جلو بردم روی پیشونی اش گذاشتم
به به آقا چقدر تب داره
حالا من نصف شبی چیکار کنم؟
♡- - - - - - -‹🌾🌝
https://abzarek.ir/service-p/msg/2458089
#ناشناس_مالک
نظری ندارید؟ حرفی ؟سخنی؟ انتقادی؟
بچه ها لف برا چی؟ فعالیت که هر روز داریم . امروز پارت های عاشقی در امارت ارباب هم قرار میگیره