Ye Salie - Armin Zareei.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
هدفونتو بردار و فقط گوش بده!🎧
Kojaei Begoo - Majid Razavi.mp3
زمان:
حجم:
3M
هدفونتو بردار و فقط گوش بده!🎧
Be Dadesh Residam - Morteza Pashaei.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
هدفونتو بردار و فقط گوش بده!🎧
سلام مالک خوشگلم خوبی ؟ من دیروز عضو کانالت شدم کانالت خوب نیست عالیه 🦋 من یک کانال دارم راجب آقای حامیم هست میشه تبلیغ کنی؟ من و دوستم شریکی این کانال را داریم باهاش حرف بزنم تبلیغ کنم کانال عالی شما را فقط یک بند ارسال کن برامون
.....
چشم مهربونم حتما .
به ۲۳۰ که برسیم یه رمان جدید قراره شروع کنم
که اولین رمانی هست که نوشتم .
و همینطور رمان اصلی ام
رمان: (مدرسه ترسناک)
پارت7
یک سال بعد...
الان تو گروه فقط من مونده بودم با روژا و مانی و نیما.کلوریا خودش از پیشمون رفت و دیگه بین ما نبود.
ما دوباره باید بریم مدرسه تو همون مدرسه متروکه با همون مدیر.
صبح شد رفتیم سعی کردیم مدیر ما رو نبینه که یهو مانی روژا رو هول داد و خورد به مدیر مدیر برگشت نگاش کرد روژا بهش سلام کرد اونم هیچی نگفت و رفت.انگاری نشناختش.
۱۰ روز گذشته بود از مدارس ولی مدیر انگار به کل فراموشی گرفته بود و ما رو نمی شناخت.نشسته بودیم تو کلاس یهو نیما اومد گفت بچه ها بدویین بیاین زود باشین ماهم رفتیم ببینیم چیشده تا اینکه یهو دیدیم مدیر داره تو آبدار خونه با یکی از معلما درباره آرمان حرف میزنه.بعد زنگ خورد و باید میرفتیم سر کلاس مدیر بهش گفت بعد از مدرسه بهت میگم ماهم بدو بدو رفتیم تو کلاس زنگ خورد و ما زیر نیمکت ها قایم شدیم تا نریم خونه تو مدرسه فقط ما بودیم و مدیر و اون معلمه اونا توی حیاط قدم میزدن و ما نمیتونستیم بریم جلو چون ما رو میدیدن تا اینکه یهو دیدیم...