#سوگند
#پارت۱۶۴
یا دست به خودش اشاره کرد
- من با این هیکل بیام گرگم به هوا؟
+ وا مگه چیه؟
- خجالت داره سوگند بیخیال
الکی بغض کردم
+ خیلی بدی
با حرص پام و روی زمین کوبوندم و کاپشنش و در اوردم و پرت کردم زمین و با
حرص بیشتری از کنارش گذاشتم
صدای خنده اش بلند شد
- سوگند خانم شما خیلی لوس نیستی؟
جوابی ندادم و به راهم ادامه دادم
با دویدن خودش و بهم رسوند و دوباره کاپشن و روم انداخت و بازوم و گرفت
- قبول فقط من گرگ نباشم
+ ولی تو قیافه ات شبیه گرگاست من بره ام
- دستت درد نکنه من شبیه گرگام
برگشتم به سمتش
قیافه ام و ملوس کردم و سرم و به نشونه مثبت تکون دادم
سرش و جلو اورد
- پس ت ا سه فرصت داری فرار کنی وگرنه ببین این آقا گرگه چجوری نوش جونت
میکنه...
کاپشن و پوشیدم
بازم تا سه
این بیشعوره کامل نمیشماره
...1 -
تند شروع کردم به دویدن مهرابم گاو
♡- - - - - - -‹🌾🌝
.#سوگند
#پارت۱۶۵
دیگه نیاز نیس انقدر به رخش بکشم
بدون شمردن بقیه شماره ها دنبالم افتاد
حالا من با جیغ جیغ میدویدم و مهراب بدتر
ولی چون قدش بلند بود
ناموسا خیلی بد میشد با اون ابهت و قیافه و قد و قواره اینطوری بدوو
نگاهای تحقیر آمیز بقیه رو میدید ولی اهمیتی نمیداد و محکمتر دنبالم میومد
منم بیخیال نگاهای بقیه شدم
بعضیاشونم میخندین
به پله های پارک رسیدم
دو سه تا رو بالا رفتم که مهراب دوباره مثل دفعه قبل رو پله ها گیرم انداخت
در حالی که نفس نفس میزد میگفت
- گیرت انداختم
روی پله ها نشستم
+ نخیر اینجا رو پله هاست بالا بلندیه
- دغل بازی ممنوعه
+ دغل بازی چیه قانون بازی اینه
از پله ها پایین رفت
- اصلامن بازی نمیکنم
+ منم نمیکنم بریم نون بگیریم برای صبحونه
صبحونه من که جوره
+ چی جوره
خبیث نگاهم کرد
- قرار بود بگیرمت بره کوچولو بعدشم نوش جونت کنم
+ بیشعور من و نگرفتی اومدم روبالا بلندی
- خب برای اینکه نوش جونت نکنم یه صبحونه مهمونم کن
♡- - - - - - -‹🌾🌝
#سوگند
#پارت۱۶۶
+ برو بابا من پولم کجا بود؟
- باش بیا بریم مهمون من
از جام بلند شدم
+ واقعا...
سری به نشونه مثبت تکون داد
+ خب پس بیخیال نون کجا بریم صبحونه بخوریم؟
- کله پاچه دوست داری
یکم فکر کردم
+ نه امروز دلم نمیکشه یه چیز دیگه
سرشو و تکون داد که موهاش تو هوا تکون خورد
جلو رفتم و با حرص موهاش و کشیدم و ول کردم
- چه مرگته
+ چقدر موهات تو هوا تکون میخوره جذاب میشی خوشگله
گونش و کشیدم و براش لبخند ملوسی زدم
بچه دور از جونش خر ذوق شد
پشتش و بهم کرد و خندید
- چرت نگو بیا بریم برای صبحونه
برای مسخره بازی گفتم
+ چشم آقای دکتر جذاب گوگولی
خندید و راه افتاد
منم زیادی چندشش کردم
در این حد لوس بازی از من محال بود
دنبالش راه افتادم
تند تند راه میرفتیم تا به یه کافه یا نمیدونم رستوران رسیدیم
مهراب داخلش شد و بعد از اینکه منم وارد شدم در و بست ، پشت یه میز نشستیم
♡- - - - - - -‹🌾🌝
#سوگند
#پارت۱۶۷
+اینجا کجاست؟
- یه رستوران که صبحونه میدن
+ خوبه نزدیک بود
- آره
گارسون به سمتون اومد و برای مهراب تا کمر خم شد و بلند شد
- آقا چی میل دارید؟
اشاره ای به من کرد
- اول خانم...!
واوووووو
چه جنتلمانه ، خودم و جمع و جور کردم و با عشوه خرکی و صدای لوسی گفتم
+ منو رو لطف کنید
بعدشم دستم و با حالت خاصی جلو بردم
مهراب خنده اش گرفته بود از رفتارم و گارسون با تعجب نگاهم میکرد
با همون صدا و عشوه خرکی دوباره گفتم
+ منوو
گارسون : شرمنده خانم صبحونه فقط نیمرو و پنیر و کره میدیم بابت همون منو صبحونه
نداریم
مهراب از خنده پوکید بدبخت
تف به شانسم...
چه ضایع شدم
لبخندی مصنوعی زدم و چیزی نگفتم
مهراب دست از خنده برداشت و رو به گارسون گفت
- هر چی برای صبحونه میدید و بیارید
گارسون چشمی گفت و رفت
مهراب نگاهی به من انداخت و دوباره زد زیر خنده
♡- - - - - - -‹🌾🌝
#سوگند
#پارت۱۶۸
چند تا نفس عمیق کشیدم تا ناکاراش نکنم
+ خیلی بیشعوری نمیشد بریم یه جای باکلاس تر
- به من چه تو ضایع شدی وگرنه این رستوران معروفه
+ آره معروفن که صبحونه نیمرو و پنیره و کره میدن
- به من چه
یکم سکوت کرد و دوباره خندید
- آدم با آفتابه شیر موز بخوره ولی مثل تو ضایع نشه...
کاپشن و روی سرم کشیدم تا قیافه مهراب و نبینم
لعنتی چه بد ضایع شدم
پنج دقیقه گذشت که گارسون صبحونه رو اورد و رفت
این و از بوی نیمرو فهمیدم
- کاپشن و بکش پایین صبحونه بخور
چقدر بدم میاد مهراب دستوری حرف میزنه
آروم کاپشن از روی سرم پایین اوردم و مشغول خوردن شدم
با صدای خنده چند تا پسر سرم و بالا اوردم و به در نگاه کردم
چند تا خز و خیل که وارد رستوران شده بودند و یکیشون برام آشنا میزد
یکم دیگه دقت کردم بهش تا یادم اومد کیه
اونی که جلوی خونه میلادمزاحمم شد
اسمش نوید بود فکر کنم
نگاهی به دور و برش انداخت که تا من و دید روم زوم شد
کثافت یه جوری نگاه میکرد انگار شیرین عسلم
چشمکی برام فرستاد و به سمت میزی رفت که بقیه پسرایی که باهاش اومده بودن
روی صندلیش نشست ولی سرش به سمت من بود و همش چشمک و بوس میفرستاد
هر چند سعی میکردم نگاهش نکنم ولی نمیشد بازم چشمم اونورمیرفت
ناموسن چه خوب دلبری میکرد
♡- - - - - - -‹🌾🌝
#سوگند
#پارت۱۶۹
هر چند قیافه اش تعریفی نبود تو مخ زنی ماهر بود
ولی من چرا خر میشم
الان حقشه بزنم فلجش کنم پسره رو
ولی بیخیالش شدم
سرم و پایین انداختم و مشغول غذا خوردن شدم
که صداش اومد
- اوفف چقدر تو خوشگلی خانم کوچولو
سر من و مهراب هر دو با هم همزمان بلند شد
نگاهی به دورمکردم چه ضایع معلوم میشد
حرفش خطاب به من بود
رستوران چجوری انقدر خلوت شد
همه رفته بودن روی میزا دورتر نشسته بودن
مهراب بلند شد به طرف جایی که نوید و دوستاش نشسته بودن چرخید
با صدای خشنی گفت :
- با کی بودی؟
نوید خندید و اشاره ای به من کرد
- جز اون خوشگل کنارت دیگه خوشگل نمیبینم
مهراب میخواستت به سمتش یورش ببره که من خودمو بهش رسوندم
بازوش و گرفتم و گفتم
+ مهراب این همسایه میلاده ولش کن چیز میز مصرف میکنه
برگشت سمتم
- میشناسیش؟
+ میلاد معرفیش کرد
- غلط کرده...
کمی مکث کرد
♡- - - - - - -‹🌾🌝
#سوگند
#پارت۱۷۰
- حالا چی مصرف میکنه؟
شتتتت
من یه چی سر هم کردم گفتم
حالاچی بگم بهش
یکم فکر کردم و گفتم
+ شیشه میزنه
پوزخندی زد و صندلی رو عقب کشید ، آروم هولم داد و روی صندلی نشوندم
- همینجا بشین من برم بهش یه سیلی ام تزریق کنم
دیگه بلند نشدم و پرو گفتم
+ جای منم بزن
- حتماااا
آستینای لباسش و بالازد و به طرف نوید رفت
اوفففف
سوگند قربونت بشه بچه خوشگل...
دوبرابر هیکل نوید بود
هیکلشو عشقه
لب پایینم و گاز گرفتم
من کی انقدر هیز شدم؟
آرنجم و روی میز گذاشتم و سرم و به دستم تکیه دادم و به تماشای دعوای آقای جنتلمن
نشستم
آروم آروم نزدیکش شد و گفت
- از نظر شما اون دختره خوشگله؟
نویدم بلند شد
به به
قدش از مهراب کوچیکتر بود
♡- - - - - - -‹🌾🌝
هدایت شده از amineh ..
طرفداران راپونزل زود جوین بدن👇🙈
https://eitaa.com/hkhjhgv
اگر عاشق راپونزلی اینجا رو از دست میدی😍
راستی یه فکتی درباره موهای راپونزل هست زود جوین شو ببین🤫😼
میخوام چالش راندی بزارم پس بیا اسمتو بگو و داخلش شرکت کن
ظرفیت ۴ نفر
@Melina1404
ایدی
میخوام چالش راندی بزارم پس بیا اسمتو بگو و داخلش شرکت کن
ظرفیت ۴ نفر
@Melina1404
ایدی