هدایت شده از 𝓤𝓱𝓪𝓶𝓐𝓿𝓪
اهالی ایتااااا
تقدیمی داریم🤗💛
پر جذب و خفن🤗💛
@Hh66000
🔸 فقط کافیه عضو چنل زیر باشید و شات و تگ تون رو به این آیدی ارسال کنید؛ماهم جانانه ازتون حمایت میکنیم ✨👇🏻
@Reyhaneh479
🔸راستی این پیام هم حتماً داخل چنل تون فور بدید.
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۲۸۱
سوگند خانم یا به قول داداشت ورپریدهه
- عه پس داداش بهت میگه ورپریده...؟من حرفی ندارم میرم بیرون منتظر میمونم
قبل رفتنش با صدای بلند گفت
- مهراب زود آماده شو من بیرونممم
از صدای بلندش گوشام تا چند ثانیه قفل کرد
راهشو کج کرد و رفت
این دفعه مایه عذاب مهراب اومد
- چخبرشه صداشو و انداخته پس کلش؟
به سمتش برگشتم
+ من چه بدونممم؟ خواهر شماست...
- عصاب داخلی برات موجود نمیباشد درسته؟من میرم آماده بشم
بی عصاب خودشههه
رو مخخ...
روی پله اول نشستم و دستام و تو هم قفل کردم
به کدامین گناه نکرده ام انقدر دارم دردسر میکشمم
اصلا فراموشی گرفتم رفت...
پیشونیم و آروم ماساژ میدادم و دوباره فکرم مشغول دیروز شد
از اومدن ایلیا تا چاقو کشی و...
یلدا چیشد؟
مرد یا زنده است؟
چرا شد...اصلا چی شد؟...چه اتفاقی افتاد
با صدای مهراب از هپروت اومدم بیرون
نگاهی بهش انداختم و گفتم
+ چیشد؟
- سه ساعته دارم صدات میزنما بلند شو بریم حواست کجاست؟
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۲۸۲
به روی خودم نیاوردم
+ هیچی ولش...
بلند شدم و تیپش و چک کرد
پس انتخاب کردن لباس من بی دلیل نبود...آقا میخواست با من ست کنه
لبخندی روی لبم اومد
جلو رفتم و دکمه یقه اولش و باز کردم
+ اینطوری جذابتر میشی جنتلمن!
دستام و گرفت و آروم بوسید و ول کرد
آخ لعنتییی بیشعور
چرا با دل من همچین میکنه
- میگم من جنتلمن بشم تو نگران نمیشی از دستم بدی
ابرویی بالا انداختم
+ خیر...چون خودم همیشه مواظبتم غلط کرده کسی بیاد سمتت
+ اوهوووو غیرتی شدنشو و نگاه
با خنده هر دومون بیرون رفتیم
مهراب در خونه رو محکم کرد و من منتظرش بودم
از پله ها پایین اومد و گوشی رو از جیبش بیرون اورد و به سمتم گرفت
+ این چیه؟
- گوشیت...همه کاراشو درست کردم بگیر دستت باشه نیاز داری
با اکراه گوشی رو گرفتم
+ ولی من چیزی ازش سر در نمیارم...
- یاد میگیری خنگول.
با حرص گفتم
+ خنگول خودتییی
ادامو و در اورد و سوار ماشین شد
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۲۸۳
در عقب و باز کردم که نگین پرید بیرون ، با جیغ دستم و روی قلبم گذاشتم
+ چرا میپری بیرون؟
دست به کمر شد
- نفهمیدم میخوای بشینی عقب؟ چه کارا چه حرفا
در جلو رو باز کرد و هولم داد داخل
- بشین جلو ببینم داداشام تنها میمونه
نفسم به زور بالا میومد...از ترس زیاد
اینا چرا اینطورین
مهراب با خنده برای نگین چشمکی فرستاد
- دستت درد نکنه
نگین : خواهش داداش کاری نکردم.
در و محکم بست و خودش عقب نشست
مهراب ماشین و روشن کرد و از خونه بیرون زدیم
بازم آهنگ رو مخ خارجی رو پخش کرد و خودش لب خونی رو شروع کرد
گوشی رو روشن کردم و به صحفه اش نگاه کردم
چه اعتماد به نفسی داره
عکس خودشو گذاشته...ولی قشنگ بود
نگین گوشی رو از دستم کشید و محو تماشاش شد
- یکیم نداریم عکسمونو بزاره صفحه گوشیش
مهراب همونطور که رانندگی میکرد گوشیش و داد دست نگین
- اینم ببین و از حسادت ضعف کن
نگین صفحه گوشی رو نگاه کرد
- عههه حالم و بهم نزنید دیگه
گوشی مهراب و گرفتم و با دیدن عکس خودم شاخ در اوردم
چه عکسی ام از من گرفته بود...
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۲۸۴
از گوشه چشم نگاهی بهش انداختم
گوشی رو خاموش کردم و پرت کردم روی پاش
نگین : خیلی بی احساسی سوگند من جای تو بودم شوهرم و دو تا ماچ آبدار میکردم
برگشتم به سمتش
+ تو شوهرت و ماچ کن منم میزنمش اوکی؟
رنگش عوض شد
نگین : اوه چه خشن...
سرجام نشستم ، نگین گوشیمو روی پام انداخت و نشست
نگین : داداش یه آهنگ شاد بزار دلمون شاد شه
مهراب بدون حرف چند تا آهنگ عوض کرد و یه آهنگ و گذاشت...
دست من و تو دستش گرفت و محکم فشرد و آهنگ تو فضای ماشین پخش شد
دیوونه بازی میزنی تو منو..."
بهم و میبری تو غم بازم عاشقتم..."
لعنتی عاشقتم..."
بگو میمونی برام..."
که درام از این حال و هوا..."
من میخوام بگم عاشقتم..."
لعنتی عاشقتم..."
منی که هر شب بیدارم برات..."
خودم و هر شب میزارم به جات..."
اگه میخواستی میمردم برات..."
میمیرم وقتی میخوابن چشات..."
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۲۸۵
دستم تو دست مهراب داغ داغ شده بود . نگاهی به لب هاش کردم که آروم آروم با آهنگ
همخونی میکرد و چشمایی که خیره به جلو بودند ولی یه جوری بو دند که آدم اشکش
بگیره...
لرزش گلوش همشون با هم داشتن یه حرفی میزدن
میگفتن مهراب چقدر عاشقه دلبرشه که من هنوز نفهمیدم کی هست...
ولی حتما خیلی دوره که مهراب یبارم سمتش نرفته از موقعی که من اومدم
یعنی مهراب عاشق کی بود که انقدر با این آهنگ هواییش شد...
آهنگ و قطع کردم که صدای اعتراض نگین بلند شد
نگین : زن داداش تازه رفته بودیم تو حس...اوفف چرا قطع کردی
چشم غره ای بهش رفتم و دستم و از دست مهراب بیرون کشیدم
+حالت خوبه؟
بدون اینکه نگاهی بهم بکنه سری تکون داد و سرعتش و بیشتر کرد...
تا رسیدن به پاساژ هیچکدوم حرفی نزدیم
مهراب قاطی پاتی بود حس و حالش معلوم نبود نگینم تقریبا مثل من پکر بود...
تا ماشین و تو جای پارک نگه داشت نگین سریع پیاده شد
به مهراب نگاهی انداختم حالش گرفته بود...
خوشبحال عشقش که انقدر مهراب دوسش داره
دستش و دراز کرد و از داشبورد سیگارش و در اورد و یه نخ روشن کرد و اولین پک
عمیقش و زد
آخرین باری که سیگار کشید ماله اون شب بود که میخواست رو من مظلوم قمار بزنه...
سیگار و از دستش بیرون کشیدم و از پنجره به بیرون پرت کردم
+ سیگار برات خوب نیست آقای دکتر به خیر سرت دکتری بعد سیگار میکشی ؟
نگاهی بهم انداخت
- بعضی موقع ها بهم آرامش میده...
به خودم اشاره ای کردم و گفتم
+ تا منبع آرامشت اینجاست...چرا میری سراغ چیز دیگه ای؟
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۲۸۶
دستی به صورتش کشید و خندید
خدا من و نکشه که همیشه مایه خنده ام.
+ میگم مهراب میخوام بهت یه افتخاری بدم
کامل برگشت به سمتم
- میشنوم...
+ اومم افتخار میدم با هم یه بستنی بخوریم انتخاب بستنی با من پولش با تو چطوره؟
موهامو و از روی صورتم کنار زد و گفت
- چه سعادت بزرگی اصلا دارم خر کیف میشم از این همه افتخار و سعادت از کجا
اومد آخههه این همهه بزرگواری
خنده ام گرفته بود
+ خیلی مسخره ای حیف پول ندارم وگرنه از پول بستنی دادن نمیترسیدم
بینی ام و محکم کشید و با دندونایی که قفل هم شده بود گفت
- بریم یه بستنی بهت بدم اصلا ضعف کنی.
+ اوکی ببینیم
- میبینم
هر دو از ماشین پیاده شدیم که با قیافه برزخی نگین رو به رو شدیم
- یه چند ساعت دیگه هم نمیومدید
با خنده جلو رفتم و گفتم
+ نه گلم نگران بودیم تو یخ نزنی
نگین : بله بله کامال معلومه
مهراب در ماشین و قفل کرد و کنار ما اومد
- بریم که خریدا رو بکنیم دیر شد
نگین قبل وارد شدنمون به پاساژ گفت
- داداش جونم انتخاب لباس تو با من ب اشههه
اخمام تو هم رفت که مهراب زودتر از من جواب داد
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝