🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۳۶
سحر نفس عمیقی کشید و گفت
- همسر آقای دکتر هستن
نگاهی به من انداخت و ادامه داد
- این آقا هم برادرم هستند عزیزمممممم
عزیزمم گفتنش فقط بدجور حرصی بود؛
سری تکون دادم تا یجورایی مثل خودشون معنای خوشبختم و میده
برادر سحر : فکر میکردم همسر دکتر باشند آخه تا به حال دختر خوشگلی رو تو مجالس
خانواده اشون ندیدم
نگین دستی به صورتش کشید و سرش و پایین انداخت
چیشد االن؟! به خانواده مهراب توهین کرد؟!
گفت اینا زشتن ، آینه نداره خونشون خودشون و نگاه کنند
دست به سینه شدم و با پوزخندی گفتم
+ ولی فکر کنم شما اشتباه میگید ، انقدر ذوق و شوق داشتید تا بیاید اینجا و دخترای
رنگارنگ و زیبا ببیند که این موقع شب...
اشاره ای به عینک روی سرش کردم و با پوزخنده کشیده تری گفتم
+ اشتباهی برای خوشگل کردن خودتون از عینک آفتابی استفاده کردید
رنگ چهره اش تو یه لحظه عوض شد
🤍Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۳۷
بله دیگه ما اینیم ، پیش خودش چی فکر کرده اومده میگه شما اینطورید ما اینطوریم
البته در مورد من بد نگفت من از خانواده جنتلمن طرفداری کردم
عینکش و پایین اورد و داخل جیب کتش گذاشت و با سحر بدون حرف به سمت داخل
رفتند
نگین پس کله ای دوباره بهم زد و با خنده گفت
- کارت درسته دختر قبولت دارم
پس گردنی اش و با مشت محکمی روی شونه اش جبران کردم تا دیگه بفهمه من و نزنه
و با خنده های ریز و حرفای الکی چند بار دور حیاط و چرخیدم
اگر یخ نمیکردیم یه دو سه بار دیگه هم دور میزدیم ولی بیخیالش شدیم ، خودمون محترم
بودیم
وقتی وارد سالن شدیم نگین ولم نکرد و برد سمت آشپزخونه تا یه چیزی بخوریم .
نگین جلوتر رفته بود و من پشتش بودم و هنوز داخل آشپزخونه نشده بودم که یکی با
خنده گفت
- سالم دختر خاله
به عقب برگشتم و با دیدن میالد با افسوس و درد نگاهش کردم
این چرا آدم نمیشه؟! چرا دست از سر کچل من بر نمیداره
با قدم های کوچیکی خودش و بهم رسوند و لبخند زد و با حالتی که حرص من و در
بیاره گگف
Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۳۸
- چطوری دختر خاله از ما احوالی نمیگیری خوشی خوبی؟
من یبار تو عمرم یه غلط خیلی بزرگ کرده باشم اونم این بوده تو اون آسانسور برای
نجات شرف و آبروی میالد گفتم دختر خالشم اصال باید میزاشتم اونشب اون زنه هر چی
فکر بده در موردش بکنه و تو ساختمون بی آبرو بشه مرتیکه بی تربیت
- کجایی دخی خاله دارم با تو حرف میزنم؟
+ میالد به جون خودم که خیلی برام ارزش داره قسم تو مهمونی نبودیم با این دختر خاله
کردنات میزدم نصفت میکردم
با خنده که میدونستم برای حرصی کردنه من ادامه داد
- اوه چه دختر خاله خشنی من ازت میترسم به من رحم کن
سعی میکردم خودم و عصبی نشون بدم ولی حرفاش خنده دار بود خنده ام میگرفت
آخرم موفق نشدم و خندیدم
آروم مشتی روی سینه اش کوبوندم و با خنده گفتم
+ ازت خیلی بدم میاد میالد خیلی بیشعوری!
- ولی شما واسه ما ارزش داری دختر خاله جرات نداریم ازتون بدمون بیاد
یعنی اگر میشد یه سیلی تو صورتش میخوابوندم خالی میشدم ولی وسط مهمونی نمیشد
زشت بود عمری باقی باشه بعدا از خجالتش در میام
Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۳۹
آروم در حال حرف زدن از در و دیوار بودیم که نگین کنارم ظاهر شد و دستش و روی
شونه ام گذاشت
- کجایی سوگند چرا نمیای غذا بخوریم
نگاهی بهش انداختم و بعد اشاره ای به میالد کردم
+ این بیشعور نزاشت بیام پیشت
میالد خیلی باحال ابرویی باال انداخت و گفت
- یعنی من مزاحمت شدم دختر خاله؟ میگفتی کار دارم میرفتی دیگه به من چه ربطی
داره
نگین با تعجب نگاهش و بین من و میالد چرخوند و آروم گفت
- دختر خالهه؟
میالد با خنده گفت
- خبر نداری یعنی؟ سوگند دختر خاله منه؟
نگین سری تکون داد و آروم گفت : نه
سری از تاسف برای میالد تکون دادم و رو به نگین گفتم
+ شوخی میکنه بابا من دختر خالش نیستم
با تعجب گفت : واقعا؟!
Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۴۰
چشمام و ریز کردم و جواب دادم
+ شک داری؟
سری تکون داد و با لبخند گفت
- نه بابا شک چیه حاال بریم یه چیزی بخوریم تا بچه داداشم و از گشنگی نکشتی
این دفعه نوبت میالد بود که تعجب کنه و نسبتا خیلی بلند پرسید
- نگین چی گفتی؟ بچه داداشتتتت؟
نگین با ذوق سری تکون داد و خوشحال گفت
- آره دیگه داداشم بابایی شده تو خبر نداشتی؟
میالد نفس عمیقی کشید سرش و پایین انداخت و زیر چشمی نگاهی به من انداخت
بنده خدا از شدت تعجب شوک کرد!
آروم و با حالتی خاص که ناراحت شده باشه گفن
+ عجبب من بی خبر بودم!! مبارک باشه سوگند خانم
برای اینکه ضایع نشم با لبخند ازش تشکر کردم و نگاهی به نگین انداختم و بعد چند
دقیقه
Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
شما
مرسییی که امروز زیاد گذاشتیییییی
.....
قربونت . کاری نکردم . برسیم به اونجاهایی که هنوز کامل نکردم مکافاته... الان خوبه که آمادست
هدایت شده از - Baner Darya
چییییییییی !؟ فاطمهخانومدلهمهروبرده😂💓
بدوناینچنلشباخوابمنمیبرددددددد😌🌸
آفکُرس کهههه قلبمو آتیش زده با فعالیتآش 😭🥬
✦ ּ ۪ ִֶָ ᒪ𝗶ᑎ𝗸 f.h :)) https://eitaa.com/joinchat/1960510513Ccaf0278c4d
#چطوریاینقدرفعالیتآشخوبه؟ یکی توضیح بده بهمممم اخههه ؟ 🥷💘
بدوننننن این خٰانومی تکون نمی خورم ‼️🤡
هدایت شده از - Baner Darya
چگونه می شود که زیبایی دنیآ باشدد ؟😂🪴
کلفامیلآشوجمعکردهاوردهتوچنلشواسفعایلت🐾🤣
⊱–––– .⊰ 𖧷 ⊱. ––––⊰ https://eitaa.com/joinchat/1960510513Ccaf0278c4d
جونُم؟ چه زیبآست چنل جنگلشیطنتهآیفاطی😃😂💗
هدایت شده از - Baner Darya
ساعته 20 حذف کنید 🍁.
گسترده ⁶ ساعته دریــــٰا 🌊