eitaa logo
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
401 دنبال‌کننده
448 عکس
1.2هزار ویدیو
195 فایل
جایی برای دل های خسته... جایی که میتونید موسیقی رو با تمام وجود درک کنید... به یاد اون شبی،که با گریه موزیک گوش دادیم... 𝒞ℴ𝓂ℯ 𝓉ℴ 𝓊𝓈 𝓉ℴ ℓ𝒾𝓈𝓉ℯ𝓃 𝓉ℴ 𝓂𝓊𝓈𝒾𝒸 -اصکی؟ در شان شما نیست، فقط و فقط با ذکر منبع قابل استفاده است. -فوروارد؟ با کمال میل...
مشاهده در ایتا
دانلود
روزگار در حال گذر است و ادمی رهگذر... :)) 🌱
"شاید من اون ادمی که تو میخواستی نبودم یا شاید... "❤️‍🩹
سلام موبینا جونم خوبی فدات بشم:) راجب رمان جدید: از سلیقه تو خیلی خوشم اومد هم انتخاب نقش و هم سن و توضیح مختصر هم عالی بودش من که عاشقش شدمو هیچ انتقادی ندارم:) راجب رمان سوگند: راستش عالیه و میخوام امشب هم کمی پارت بزاری چون عالیه؛ توروخدا چهل پارت بزار؛ همچنین رمان سوگند را هرچقدر بیشتر کنی عالی میشه:) عمر منی تو جون منی تو بزاریا🙏 .................... سلام عزیزم . تو خوبی مهربونم؟ مرسیی عزیز دلم . سوگند رو امشب نمیرسم ولی فردا میزارم . چشم قشنگم مرسی از نظرت
بریم برای ادامه ی سوگندد
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 دستم و کشید و پشت سر خودش از پله ها باال برد وقتی که از جلوی چشم مهمون ها دور شدیم و داخل اتاق شدیم مهراب در و بست و به سمت من برگشت - دیدی چجوری پیچوندم؟ نه خداوکیلی کیف کردی؟ انگار یه سطل آب یخ ریختن روم و برق گرفته ام جیغ خفه ای تو گلوم کشیدم و چنگی رو گردن مهراب انداختم که آخ اش بلند شد و دستش و روی جای چنگم گذاشت + خیلییی بیشعورییی مهراب تا میام به خودم بگم خرابکاری قبلی ات و ببخشم ج دید رو شروع میکنی متاسفم واست و بیشتر متاسفم برای خودم که انقدر ابلهانه هنوز با انسان تباهی مثل تو دارم سر و کله میزنم انگشتم و باال اوردم و تو چشماش زل زدم و ادامه دادم + این قضیه تموم بشههه باور کننن حتی یه ثانیههه هم باهات نمیمونمممم میرم پشت سرمم نگاه نمیکنم 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾 نیاین ناشناس منم نمیزارمااا
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 دستاش و تو هم قفل کرد و با چهره عادی گفت - تموم شد؟ خیلی تاثیر گذار بود آه خدایییی منننن چراا انقدررر خونسرد رفتاررر میکنهه چرا انقدر حرص من و در میارههه...چرااااا تمام حرصم و فقط با یه بیشعور گفتن خالی کردم آروم کنار تخت رفتم و پشت به مهراب نشستم مسخره خنده ای کرد و اومد کنارم نشست. - االن قهری؟ جوابی ندادم...واقعا نفهم بود نمیفهمید؟! اینم سوال داره آخه معلومه قهرم ، خیلی واضحه دستش و روی شونه ام گذاشت و با خنده گفت - خوشگله با شمام سعی کردم به حرفش واکنشی نشون ندم و موفق هم شدم - باشه فهمیدم قهری... بازوم گرفت و من و به سمت خودش چرخوند بازوم و ول کرد این دفعه با دستاش صورتم و قاب گرفت 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 ببین دکتر مملکت و به چه کارایی وادار میکنی سرد گفتم + مگه کاری کردی که بخوام ببینم؟ سری به نشونه منفی تکون داد - نخیر خانومم االن میکنم منتظر نگاهش کردم که با لبخند سرش و جلو اورد و تو یه حرکت غافلگیرانه با کله کوبید تو کله ام و پرتم کرد روی زمین و بلند خندید پهن زمین شده بودم بدجوررر تمام تنم تو یه لحظه سوخت... درد سرم که بدتر لعنت بهت مهراببب با ناله به زور نشستم و دستم و روی سرم گذاشتم و با بغض گفتم + مهراب خیلی بدی در حالی که از خنده صداش تو گلوش خفه شده بود سری به نشونه مثبت تکون داد که یعنی میدونم نیاز به گفتنت نیست سرم و محکم گرفتم و با صدای بلند زدم زیر گریهه تا صدای گریه ام بلند شد! همون خنده بی صدای مهراب هم قطع شد آروم بلند شد و روی زانو رو به رو ام نشست 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝