eitaa logo
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
403 دنبال‌کننده
452 عکس
1.2هزار ویدیو
195 فایل
جایی برای دل های خسته... جایی که میتونید موسیقی رو با تمام وجود درک کنید... به یاد اون شبی،که با گریه موزیک گوش دادیم... 𝒞ℴ𝓂ℯ 𝓉ℴ 𝓊𝓈 𝓉ℴ ℓ𝒾𝓈𝓉ℯ𝓃 𝓉ℴ 𝓂𝓊𝓈𝒾𝒸 -اصکی؟ در شان شما نیست، فقط و فقط با ذکر منبع قابل استفاده است. -فوروارد؟ با کمال میل...
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم ادامه ی سوگند؟؟؟
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
بریم ادامه ی سوگند؟؟؟
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 حاال اگر بفهمن همچی الکی بود بد میشد برام ولی اگر نمیفهمیدن حقیقتو از اونم بدتر نفس عمیقی کشیدم و فکر و خیال و از خودم دور کردم تا بخوابم موهای سوگند و از روی صورتش کنار زدم و پیشونیش بوسیدم + شبت بخیر خوشگلم سرم و کنار سرش گذاشتم و با آرامش و راحت خوابیدم! " سوگند " با حس خفگی به زور چشمام و باز کردم ، مهراب محکم بغلم کرده بود و داشت خفه ام میکرد تمام زورم زدم تا خودم و آزاد کنم ولی موفق نشدم تقریبا با جیغ گفتم تا صدام یکم در بیاد با اون حال خفگیم + مهراببب ولمممم کننن خفمممم کردییی اصال انگار نه انگار که من گلوم و پاره کردم! این بشر خوابش زیادی سنگین بود اصال متوجه نشد 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 چند تا سرفه کردم تا یکم گلوم صاف شه خدایا خودت کمک کن! من یه دقیقه دیگه تو این فشار بمونم دیگه زنده نمیمونم + مهراب جون دیوار خونت بلند شو خفه ام کردی بازم انگار نه انگار ، دیگه تمام توانم و جمع کردم و چنان جیغی زدم که اگر گلوم گلوی آدم بود حداقل یه ماه باید صدایی ازش در نمیومد ولی من دیگه فرق داشتم با همون جیغ گفتم + بیدار شووو بیشعوررر تا نکشتیم بیچاره مثل جت بلند شد و نشست ، نفس های عمیق و پی در پی اش نشون میداد چقدر ترسیده حقش بود بیشعور...داشت میکشتم نگاهی به من انداخت و با تعجب گفت - کار تو بود؟ با تاسف نگاهش کردم و جواب دادم 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 خیر کار دختر همسایتون بود با گنگی به دور و برش نگاه کرد - دختر همسایه از کجا اومد؟االن کجاست؟ خدایی شفایی عنایت کن به مهراب بلکه آدم بشه... هنوز تاثیر خواب روش هست فکر کنم + آخ آخ حیف مهراب ، خواب بودیا ندیدی! یه دختر جیگری بود... نگاهش فقط روی من بود و حرفی نمیزد + دلت نسوخت دختر جیگره رو ندیدی؟ ابرویی باال انداخت - نوچ + آره دیگه سوختنم فایده نداره ولی خدا وکیلی دختره خیلی جیگر بود کاش میدیدیش نفس عمیقی کشید و سرش و جلو اورد و تو یه حرکت یهویی گونه ام و بوسید و بغلم کرد و منم همچنان تو شوک بودم 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 منم همچنان تو شوک بودم + سوگند خانم از چشم من شما خوشگلترین دختر دنیایی واسم دختر همسایه کیلویی چنده! تازه حرفش تو ذهنم شروع شد به معنا کرد و کم کم خجالت زده چشمام و بستم و لبخند زدم صبح اول هفته ام بعد مدت ها اینجوری آغاز شد بعد مدت ها اولین صبح شنبه لبخند واقعی میاد رو لبم...این حس خیلی خوبی بهم میداد...خیلی خیلی خوبببب مهراب دستی رو موهای بهم ریختم کشید - خیلی بدیا که اینطوری بیدارم میکنی یکم سلیقه به خرج بده بابا خیر سرت شوهرتم مثال بگو آقاییم بلند شو عشقم بلند شو و هزار جور قربون صدقه دیگه سرم باال بردم و تو چشماش نگاه کردم + خیلی پروییا یه دقیقه دیگه اونطوری تو بغلت میموندم خفه میشدم 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 خواب اول هفته ام خراب کردی نامرد با خنده گفتم + خوب کردم اصال مگه تو کار و بار نداری؟ خیر سرت دکتر مملکتی پاشو برو بیمارستان بیمارات و درمان کن این دفعه روی موهام و بوسید و با خنده جواب داد - بعد از ظهر انشاهلل شیفت دارم میخوای تو رو هم ببرم؟ با حرفش یاد اونشب بد افتادم... + یه شب باهات اومدم اندازه یه عمرم کافی بود اصال خبریم از اون دختره که چاقو... پرید بین حرفم و نزاشت ادامه بدم - من که گفتم خوب شده حالش االن از قبلشم خیلی بهتره الکی نگران نباش تو ام اصال مقصر نبودی بعدشم دیگه نبینم سر این قضیه ناراحت بشیا تموم شد رفت چقدر از همچی ساده میگذشت...! االن که واقعا حال اون دختره خوبه ، من که مشکلی ندارم دیگه الکی چرا حال مهراب و خراب کنم با حرفام 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 چشم تو چشم مهراب خیره شدم و خودم یکم باال کشیدم و دستای مهراب االن دیگه دور  کمرم بود و دستای من دور گردنش + مهراب یه چیزی بگم؟ سری تکون داد و با لبخند لب زد - بگو جانم هر چی میخوای بگو! گوشه لبم و به دندون گرفتم و آروم گفتم + خیلی خوبه که هستی... یکم مکث کردم و سریع ادامه حرفم و گفتم + خیلی خیلیی دوستت دارمممم دستش دور کمرم محکمتر شد و نفسای عمیقش بیشتر نفس گرمش روی پوست گردنم و نوازش کرد و آروم کنار گوش م گفت 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 منم خیلی دوست دارم...خیلی خیلی... با لبخند سرم و از روی شونه اش برداشتم و تو چشماش خیره شدم چه حس و حال خوبی داشتم کنارش... شاید واقعا اگرررر من و میخواستتت! من و به عنوان همسرش میخواست ، زنش میشدم اون همچی تموم بود؛ مهربون و به موقع بد اخالق با ادب دل رحم و از همه چیز مهمتر این بود که کنارش واقعا آرامش داشتم... ولی فکر نکنم براش اندازه یه همسر باشم و لیاقتش رو داشته باشم من کجا و اون کجا... من یه دختر تنها به قول همه خیابونی و بی سوار ، اون یه پسر با اصالت و دکتر و درس خونده اصال بهم نمیایم... لبخند ریزی زدم و خواستم از بغلش بیام بیرون که در محکم باز شد و به دیوار خورد نگاهم به سمت در چرخید عمه مهراب تو چارچوب در مونده بود و ماتش برده بود 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 سریع از بغل مهراب بیرون اومدم و پایین تخت ایستادم آب دهنمو قورت دادم و برای اینکه قضیه رو عادی نشون بدم سریع گفتم + سالم صبحتون بخیر عمه مهراب کم کم از گنگی در اومد با لبخند کوچیکی گفت - ببخشید نمیخواستم خلوتتون و خراب کنم میخواستم بگم بیاید صبحونه اصال من چیزی ندیدیم راحت باشید در اتاق و بست و رفت...معلوم بود چیزی ندیده آبروم رفت...خاک تو سرم کنن با کاراممم نگاهی به مهراب که با نیش باز داشت نگاهم میکرد کردم + خجالت نکشیا عمت هیچی ندید به تاج تخت تکیه داد و گفت 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 خب دیده باشه تو توی بغلم بودی که طبیعیه زن تو بغل شوهرش نباشه کجا باید باشه؟ بالشت و برداشتم و پرت کردم سمتش + اصال برات هیچی مهم نیست آخرشم از دست تو سکته میکنم ریلکس جواب داد - سکته کنی خودم درمانت میکنم نگران چی تو به خیر سرت شوهرت دکتره با جیغ گفتممم + مهراببب یعنییی تو به سکتهه کردن من راضی دستاش و روی گوشش گذاشت و با خنده گفت - آروم بابا گوشام درد گرفت + خیلی بیشعور و پستی حیف من که دارم با تو سر میکنم از جاش بلند شد و بالشت و پرت کرد طرف من و با خنده گفت - حرص نخور خوشگل بیا بریم صبحونه بخوریم به خودم نگاهی کردم با دیدن خودم خنده ام گرفت 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 دم مهراب گرم که من اینجوری تحمل میکنه یکی دیگه بود شوتم میکرد بیرون - با شمام ورپریده بیا بریم صبحونه به خودم اشاره ای کردم و با خنده گفتم + با این وضع بیام احیانا خانواده ات نمیترسن؟ با خنده ریزی گفت - خب لباست و عوض کن بعد بیا این دفعه به در اشاره کردم + پس لطفا برو بیرون... ابرویی باال انداخت و گفت - نمیشه نرم؟ + وای مهراب تو چقدر گستاخی آخه برو بیرون ببینم میخوام لباس عوض کنم 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝