🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۶۹
خب دیده باشه تو توی بغلم بودی که طبیعیه زن تو بغل شوهرش نباشه کجا باید باشه؟
بالشت و برداشتم و پرت کردم سمتش
+ اصال برات هیچی مهم نیست آخرشم از دست تو سکته میکنم
ریلکس جواب داد
- سکته کنی خودم درمانت میکنم نگران چی تو به خیر سرت شوهرت دکتره
با جیغ گفتممم
+ مهراببب یعنییی تو به سکتهه کردن من راضی
دستاش و روی گوشش گذاشت و با خنده گفت
- آروم بابا گوشام درد گرفت
+ خیلی بیشعور و پستی حیف من که دارم با تو سر میکنم
از جاش بلند شد و بالشت و پرت کرد طرف من و با خنده گفت
- حرص نخور خوشگل بیا بریم صبحونه بخوریم
به خودم نگاهی کردم با دیدن خودم خنده ام گرفت
🤍Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۷۰
دم مهراب گرم که من اینجوری تحمل میکنه یکی دیگه بود شوتم میکرد بیرون
- با شمام ورپریده بیا بریم صبحونه
به خودم اشاره ای کردم و با خنده گفتم
+ با این وضع بیام احیانا خانواده ات نمیترسن؟
با خنده ریزی گفت
- خب لباست و عوض کن بعد بیا
این دفعه به در اشاره کردم
+ پس لطفا برو بیرون...
ابرویی باال انداخت و گفت
- نمیشه نرم؟
+ وای مهراب تو چقدر گستاخی آخه برو بیرون ببینم میخوام لباس عوض کنم
🤍Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝