eitaa logo
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
426 دنبال‌کننده
460 عکس
1.3هزار ویدیو
201 فایل
جایی برای دل های خسته... جایی که میتونید موسیقی رو با تمام وجود درک کنید... به یاد اون شبی،که با گریه موزیک گوش دادیم... 𝒞ℴ𝓂ℯ 𝓉ℴ 𝓊𝓈 𝓉ℴ ℓ𝒾𝓈𝓉ℯ𝓃 𝓉ℴ 𝓂𝓊𝓈𝒾𝒸 -اصکی؟ در شان شما نیست، فقط و فقط با ذکر منبع قابل استفاده است. -فوروارد؟ با کمال میل...
مشاهده در ایتا
دانلود
تا تو به داد من رسی ، من به خدا رسیده‌ام . ‌.
- از لای موهایش چه می‌خواهد ببرد باد؟! وقتی تمام عطرش ؛ بین انگشتان من جا مانده است.
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 سری تکون داد و گفت  - متاسفم برات برای اون دختر بی کس و کار آشغال میخوای خواهرت و تیکه پاره  کنی؟ االن که فرارم کرده ازش پشتیبانی میکنی؟  چرا انقدر یادآوری میکرد که جسم و روحم االن کیلومتر ها ازم فاصله داره؟!  چرا انقدر عذابم میداد...  آروم گفتم  + اون دختر خیابونی بود ولی پاک تر از تو که تو ناز و نعمت بزرگ شدی بود... هر  چقدرم بگیی فرار کردهه از چشم من نمیوفتهه انقدرم عذابم نده بزار یه لحظه آرامش  داشته باشم  به سمت ماشین قدم برداشتم تا که برم که با حرفش دوباره ایستادم  - فکر کردی میزارم همین جوری آبروی خانوادمون و به فنا ببری؟ دختر رو طالق  میدی و اعالم میکنی که طالقش دادی و رفته طاقت ندارم ببینم پشت سر خانواده ام  هر هر و کر کر کنن که چی ، عروسشون فرار کرده  عصبی دستی به صورتم کشیدم و گفتم  - حرفاتم مثل خودت به اهمیته!  بی توجه به چرت و پرت های محیا سوار ماشین شدم که نگین سریع اومد و چند ضربه  شیشه زد Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 شیشه رو پایین اوردم و گفتم - چیه؟ صورتش و مظلوم کرد و گفت - داداش جونم میشه زنگ زدم جواب بدی؟ خیلی نگرانت میشم نگاهی به چهره اش انداختم ، خواهر تنی ام نبود ولی از محیا خیلی سر تر بود خودم داشتم عذاب میکشیدم چرا این بیچاره رو اذیت میکردم آروم سری تکون دادم و گفتم + سعی امو میکنم گونه ام و بوسید و گفت - مطمئن باش با این دل مهربونت خدا سوگند تو برمیگردونه از ماشین فاصله گرفت و رفت دلم برای سوگند پر کشید... آخه نامرد هنوز 8 تا بوس به من بدهکار بودی چرا رفتی؟! Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 (سوگند ) ایلیا بالخره از کنارم بلند شد و رفت هوا رو به تاریکی بود و دلم برای جنتلمن تنگ شده بود! آخ که کجایی ببینی ورپریده ات دلش برات تنگ شده کاش بودی با هم دعوا میکردیم آخرش نازم و میکشیدی و واست لوس میشدم چرا تو که انقدر خوبی من و ندزدیدی؟! چرا باید سه تا آشغال من و بگیرن بعد تو... اصال معلوم نیست تا االن فهمیده نیستم یا نه... شاید از خوشحالی اینکه یه مزاحم از زندگیش حذف شده مهمونی ام گرفته باشه... هی! سرم و تکونی دادم تا از فکر مهراب بیام بیرون دیگه دستش بهم بند نبود از اینکه فقط یه جا نشسته بودم کمرم درد گرفته بود Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 تنها کسی که یکم به حرفم گوش میداد رشیدی بود... سرم و کج کردم و یه گوشه که تنها نشسته بود دیدمش آروم صداش زدم + رشیدی... سرش و باال اورد و زل زد بهم سری تکون داد و گفت - چیه؟ قیافه ام و مظلوم کردم و گفتم + میشه بیای دستام و باز کنی یکم راه برم؟ کمرم خشک شد از بس نشستم بلند شد و به سمتم اومد و خواست طناب و باز کنه که سهیل گفت - ببرش تو اتاق در و روش قفل کن ، دیگه شب شده بزار بخوابه رشیدی ابرویی باال انداخت و گفت - امشب نمیتونم بزارم اینجا بخوابه میبرمش خونم سهیل کالفه سری تکون داد و گفت - هیراد تو رو جان هر کی دوس داری ول کن ، فردا تکلیف همه روشن میشه...فقط تا فردا صبر کن! 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 هی خدا...دیگران و دزد میبرن داداششون نگرانشون میشه و دنبال اینن که آسایش داشته باشن بعد ماله من خودش داداشم دزده! بعد نمیزاره یه جا تو آسایش باشم... عجب زندگی دارم ، نوبره واال؛ نگاهی به رشیدی که مثل مجسمه باالی سرم ایستاده بود کردم + میشه من و ببری همون اتاق؟! حداقل دو دقیقه قیافه هاتون و نبینم دلم آروم بگیره رشیدی با حرص نفسی کشید و طنابم و باز کرد و بازوم و گرفت و بلندم کرد آخ ریزی گفتم و با سختی دنبالش رفتم ، کمرم خیلی درد میکرد از بس نشسته بودم بعد این نامرد اینطوری میکنه با خودش به اتاقی که تو نزدیکی همون اتاق خرابه بود بردتم در و باز کرد و داخل شدم و خودشم پشت سرم اومد خدا رو شکر حداقل اینجا یه تخت بود میتونستم یکم روش تکون بخورم آروم نشستم و به قیافه رشیدی نگاه کردم 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
ببخشید حواسم نبود پارت ها تکراریه
دخترای خوشگلم🛐🫠 فرشته های نازم🙃 روزتون مبارک مهربونام یادتون باشه قوی باشین و به هر کسی بها ندین . مراقب خودتون و مهربونیاتون باشین عزیزای دلممم😊 ببخشید در جاده ام نشد بهتر و قشنگ تر از بودنتون تشکر کنم🩷