eitaa logo
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
426 دنبال‌کننده
460 عکس
1.3هزار ویدیو
201 فایل
جایی برای دل های خسته... جایی که میتونید موسیقی رو با تمام وجود درک کنید... به یاد اون شبی،که با گریه موزیک گوش دادیم... 𝒞ℴ𝓂ℯ 𝓉ℴ 𝓊𝓈 𝓉ℴ ℓ𝒾𝓈𝓉ℯ𝓃 𝓉ℴ 𝓂𝓊𝓈𝒾𝒸 -اصکی؟ در شان شما نیست، فقط و فقط با ذکر منبع قابل استفاده است. -فوروارد؟ با کمال میل...
مشاهده در ایتا
دانلود
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 (سوگند ) ایلیا بالخره از کنارم بلند شد و رفت هوا رو به تاریکی بود و دلم برای جنتلمن تنگ شده بود! آخ که کجایی ببینی ورپریده ات دلش برات تنگ شده کاش بودی با هم دعوا میکردیم آخرش نازم و میکشیدی و واست لوس میشدم چرا تو که انقدر خوبی من و ندزدیدی؟! چرا باید سه تا آشغال من و بگیرن بعد تو... اصال معلوم نیست تا االن فهمیده نیستم یا نه... شاید از خوشحالی اینکه یه مزاحم از زندگیش حذف شده مهمونی ام گرفته باشه... هی! سرم و تکونی دادم تا از فکر مهراب بیام بیرون دیگه دستش بهم بند نبود از اینکه فقط یه جا نشسته بودم کمرم درد گرفته بود Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 تنها کسی که یکم به حرفم گوش میداد رشیدی بود... سرم و کج کردم و یه گوشه که تنها نشسته بود دیدمش آروم صداش زدم + رشیدی... سرش و باال اورد و زل زد بهم سری تکون داد و گفت - چیه؟ قیافه ام و مظلوم کردم و گفتم + میشه بیای دستام و باز کنی یکم راه برم؟ کمرم خشک شد از بس نشستم بلند شد و به سمتم اومد و خواست طناب و باز کنه که سهیل گفت - ببرش تو اتاق در و روش قفل کن ، دیگه شب شده بزار بخوابه رشیدی ابرویی باال انداخت و گفت - امشب نمیتونم بزارم اینجا بخوابه میبرمش خونم سهیل کالفه سری تکون داد و گفت - هیراد تو رو جان هر کی دوس داری ول کن ، فردا تکلیف همه روشن میشه...فقط تا فردا صبر کن! 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 هی خدا...دیگران و دزد میبرن داداششون نگرانشون میشه و دنبال اینن که آسایش داشته باشن بعد ماله من خودش داداشم دزده! بعد نمیزاره یه جا تو آسایش باشم... عجب زندگی دارم ، نوبره واال؛ نگاهی به رشیدی که مثل مجسمه باالی سرم ایستاده بود کردم + میشه من و ببری همون اتاق؟! حداقل دو دقیقه قیافه هاتون و نبینم دلم آروم بگیره رشیدی با حرص نفسی کشید و طنابم و باز کرد و بازوم و گرفت و بلندم کرد آخ ریزی گفتم و با سختی دنبالش رفتم ، کمرم خیلی درد میکرد از بس نشسته بودم بعد این نامرد اینطوری میکنه با خودش به اتاقی که تو نزدیکی همون اتاق خرابه بود بردتم در و باز کرد و داخل شدم و خودشم پشت سرم اومد خدا رو شکر حداقل اینجا یه تخت بود میتونستم یکم روش تکون بخورم آروم نشستم و به قیافه رشیدی نگاه کردم 🤍Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
ببخشید حواسم نبود پارت ها تکراریه
دخترای خوشگلم🛐🫠 فرشته های نازم🙃 روزتون مبارک مهربونام یادتون باشه قوی باشین و به هر کسی بها ندین . مراقب خودتون و مهربونیاتون باشین عزیزای دلممم😊 ببخشید در جاده ام نشد بهتر و قشنگ تر از بودنتون تشکر کنم🩷
اوه ۵ پارت دیگه نوشته شددد