دختر که باشی گیسوانت رود جاریست
قلب درون سینه ات هم یک قناریست
دختر که باشی دست تو یعنی نوازش
دختر که باشی شانه هایت، استواریست
دختر که باشی گاه میخندی و گاهی
آب و هوای چشمهات ابری بهاریست
دختر که باشی خنده بر لب داری اما
پشتش کمی اشک و شکایت گهگداریست
دختر پر از شور است شیرین است دختر
دختر همیشه آن کسی که دوست داریست
دختر تمام سهمش از دنیا، زمین، عشق
دل بیقراری بیقراری بیقراریست
میجنگد و میگرید و میمیرد آرام
دختر شهید عشقهای انتحاری ست
خالق برای زینت عرش افریدَش
دختر میان آفرینش شاهکاریست
آیینه نام چشمهای دختران است
دختر که باشی طعم لبخندت اناریست
دختر یعنی لبخند در هجوم گریه ها، آرامش وقت بی قراری ها، عاشقانه ای هنگام غروب….🎀
دختر یعنی تفسیر جمله ی “دوستت دارم” یعنی خدا هم زیباست، عجب نقاشی خوبی است….
دختر یعنی شیرینی دنیا🍬🍭
دختر یعنی دختر، مادر، معصومیت تا بی نهایت…🫂
دخترای خوشگلم روزتون مبارررک قلبام💞🙃
همسایه های قشنگم روزتون مباررک 🫠
#فورنیست
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واسه چشمای قشنگت که دلم رفتش🛐
@TheEnduringWord
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۴۲۶
به سختی سرم و به سمت رشیدی برگدوندم و با نفرت بهش نگاه کردم ، تمام استخوان
های پشتم در حال سوختن بود
تکون ریزی خوردم که چشمم به رشیدی که داشت کمربندش و در میورد افتاد...
با لکنت زبون و ترس گفتم
+ داری...چیکار ...میکنی؟
چشماش بی حس و سرد شده بود
کمربند و دور دستش پیچوند و نزدیکتر شد
قطره اشکم روی گونه ام چکید ، دستم و مشت کردم و بدون اینکه حرفی بزنم رشیدی
دستی که داخلش کمربند باال برد و محکم روی شونه ام زد
جیغی کشیدم و تمام توانم و جمع کردم و بلند شدم که فرار کنم از دستش ولی موهام و
کشید و پرتم کرد روی تخت و بدون هیچ فرصتی محکم ضربه های کمربند و روی بدنم
میزد
🤍Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۴۲۷
انقدر سریع و محکم میزد که نمیفهمیدم به کدوم قسمت بدنم ضربه میخوره
بلند جیغ میکشیدم و کمک میخواستم ولی انگار کسی صدام و نمیشنید
ضربه پر دردی روی صورتم خورد که با گریه گفتم
+ رشیدی خواهشا دیگهه نزن
گوشاش کر شده بود و با اشکی که روی صورتش میریخت محکم تر میکرد ضربه هاش
رو...
دیگه جونی برام نمونده بود که با ضربه ای که روی چشم راستم خورد صدام تو گلوم
خفه شد
کمربند از دست رشیدی رها شد و با تعجب و ترس خیره شد تو صورتم
جلوی چشمم هی تار و واضح میشد و با درد دستی روش کشیدم که با دیدن...
که با دیدن خون به هق هق افتادم
رشیدی سریع کنارم نشست و با دستمالی که تو دستش بود روی چشمم کشید که از درد
جیغ بلندی کشیدم ، با صدای خفه ای گفتم
+ دست نزن میسوزه
🤍Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝