بدم میاد به عنوان خوراک صحبت یا ایده نوشتن به وقایع بی رحمانه نگاه کرد. حقیقت همیشه همین بوده. الان فقط قراره جنازه های بیشتری رو به واقعیت اضافه کنه. شبتون بخیر.
هر ثانیه از زندگی تفکر و میل به رهبانیت رو صد برابر در من بیشتر میکنه.
خدایا منو از جهنم ساخته انسانها نجات بده. حتی شده به جهنم کارهای خودم. خسته شدم به علی... اه
دوروز دیگه تولدمه و من حس عجیبی نسبت به رو به رو شدن با خودم در این سن و اون روز دارم. خب میدونید هیچ چیز اون طوری نیست که فکر میکردم.
در ناچاری گیر افتادم. انگار دست و پامو بستن.
خوشبحال شما قدرتمند هایی که همه چیز را پذیرفته اید و به کتفتان هم نیست و قوی هستید.
به کتف من هست به تمام وجودم هست. همه شان درد میکنند.