از زبان مهدی
تو را فریاد می زنم که بشنوی
تو را هوار می کشم که بمانی
چه منگ و مست
چه هراسان
در این ظلمت ، پی ات میگردم
با خودم تنهایم مگذار
با تنهایی ام ، تنهایم مگذار
نرو
بشنو
بمان
#نسیم_سرخ
☆☆☆
چقدر حق و قشنگ بود...
دقیقا حرف مهدی...(:🫀
از زبان احسان
نرو! بمان، که من از انتظار میترسم
من از جدایی و بُغض و فرار میترسم
نگو که این همه دل کندن اضطراری بود
من از مُواجهه با اضطرار میترسم
مرا میانِ دلِ گوشه گیرِ خود جا کن
من از حواشی و گوشه کنار میترسم
بمان که بی تو من حتی از آسمان، از گل
از این ترنمِ فصل بهار میترسم
تصورت کنم اینجا؟ میان این خانه؟
نه! من از این تصورِ بی اعتبار میترسم من از شنیدنِ صوتِ "خدا به همراهت" من از شنیدنِ سوتِ قطار میترسم نماز وحشتِ این عاشقانه را خواندم من از نبودِ تو... با افتخار میترسم...
#نسیم_سرخ
☆☆☆
و احسانی که با افتخار از تنهایی بعد رسول میترسه🥲
از زبان امیرحسین
رسیدنم به آرزو محال میشود... نرو
حقیقتم بدون تو، خیال میشود... نرو
برای من نمانده طاقتی که سرزنش شوم
میان عقل و عشق من جدال میشود... نرو
گذشتن از قفس برای مرغ خانگی نبود
که بعد رفتنت شکستهبال میشود... نرو
به گریه هم نمیرسد مسیر غم، که این گلو
اسیر دست بغضهای کال میشود... نرو
قرارِ دل به دست لحظههای اضطراب رفت
شرایطم دوباره ایدهآل میشود... نرو
#نسیم_سرخ
☆☆☆
نرو..
خیلی قشنگ بود🥺❤️
و اما از زبان علیرضا❤️🔥
خیلی تو محتواش دقت کردما! شما هم با دقت بخونیدش از زبان علیرضای ۳ ساله است.
بین ما فاصله افتاده ،نرو، دورنشو
می کشم ناز ولی اینهمه مغرورنشو
قهرکافیست نزن زخم زبانی تازه
بیشترازنمک زندگیم , شور نشو
گرمی عشق به اندازه ی خورشید بیار
کرم شبتاب شدی، مدعی نورنشو
کاش آغوش توگلدان بلورم باشد
شاخه ی گل شده ام تیغه ی ساتور نشو
غارتنهایی خود را وسط شهرنساز بین این بیخبران وصله ی ناجور نشو قایق عاطفه گاهی هدفش صیادیست ماهی حوض دلم، وسوسه ی تور نشو گرگ, پیراهن مادربه تن خود کرده قفل دربازنکن حبه ی انگورنشو. #نسیم_سرخ
☆☆☆
وصف دقیق حال علیرضا...(:
اگه علیرضا سنش بیشتر بود و از شعر میفهمید،اینو با داد و گریه میگفت🙃💔
ღℒآلاچیقمنوشما
چه قدر محسن دلش پره💔 آنچه میخواهم از این عشق همین است فقط : تو بمان، دور نشو، دیر نیا، زود نرو💚 #ن
نسیمسرخ عزیزم میشه شعر هارو دوستم کپی کنه؟؟؟
شلام بابالسول توبی؟ ببین من تی میگم فلدا خوب من بلم بیمالستان عیادت بابام خو بعدش یهو عمو محمد ببینم یهو غش کنم🤨🤪🥰🤣🤣یکم بلا سرمن بیار تابابام قدرم بدونه😉🙃دلم واسه شیطونی های من وبابالسول تنگ شده🙃🥰🤪
ارادتمند شما :شخصیت علیرضا داستان 🙃
☆☆☆
سلام عزیزم
خواهشا بلا سر علیرضا رو درخواست نکنید..لطفااا😂🙏🏻
ان شاء الله یه روز یه رمان بنویسی که چاپ بشه
☆☆☆
انشاءالله
ولی اونقدر خوب نمینویسم که چاپ بشه
عالییی
هرشب باذوق میام سر گوشی 🥺🥺🥺
☆☆☆
قربانت
امیدوارم فقط ذوقتو بعضی شبها کور نکنم🙃🙏🏻
خیلی خیلی قشنگ بود، من حدودا ۷ یا ۸ تا پارت رو وقت نکرده بودم بخونم الان همش رو با هم دیگه خوندم😁
☆☆☆
قربان شما
خداروشکر که دوست داشتید❤️🙃
خیلی مزه میده اینجوری چندتا وارت پشت سر هم
معلم فارسی ما انقدر خوبه تازه منم خیلی دوست داره همچین بچه ها ازش حساب می برن تازه فردام امتحان فارسی دارم هیچی نخوندم🥲😭
☆☆☆
خوش به حالت واسه ما که....
خسته نباشی،حالا بلدی؟🤐😅