سلاممم تو رو جون هرکی دوست داری رسول رو جر واجر کن😁
☆☆☆
سلام عزیز خوبی
قسم نده
بدبخت رسول دیگه جا نداره😂
رمانت خیلی خوبه من خیلی خوشم میا فقط کاشکی میتونستی بیشتر پارت بدیFA😍😍😍😍
☆☆☆
ممنون عزیز جان
الحمدلله که دوست دارید
واقعا شرایطش نیست😊❤️
آره رسول جان تشویقیت محفوظه محمد میبرتت جنوب باخودش،قشنگ اونجا تشویقت میکنه
☆☆☆
😂😂از کجا معلوم رسولو با خودش میبره؟
فداییی دارییییییییییییییییییییییی❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️😘😘😘😘
☆☆☆
خدا نکنه عزیز❤️😊
دیروز کجا رفتی مراسم؟من هیچ جا نشد برم
☆☆☆
راستش قرار بود با خواهرم صبح بریم دسته آقای علی پناهی ولی خب خواهرم حالش خوب نبود نشد بریم ولی ساعت ۱۰ونیم صبح راه افتادیم رفتیم حسین طاهری، بعد اونجا رفتیم گلزار شهدای گمنام که سر کوچه مترو دکتر حبیب الله هست یه ساعت نشستیم بعد رفتیم هیئت آقای حدادیان،مهدیه امام حسن
ساعت ۱۰ونیم،۱۱ برگشتیم خونه
فصل چهارم هم داری؟
☆☆☆
راستش نه،چون یه رمان فصل هاش بیشتر بشه از نظر خودم چرت میشه
انشاءالله بعد از پایان این فصل،رمان جدیدمو شروع میکنم به نوشتن
واکنش رسول وقتی فهمید آراز روسی بلد بوده 😐🙄🔪 :😂😂😂😂
☆☆☆
دقیقا😂دلش میخواد سر آراز بکنه