یکم از پرونده دور کن خانوادگی بنویس دیگه 🥺 رمان تو بخاطر خانوادگی بودنشه که قشنگه فیلم نامه امنیتی که نمیخوای بنویسی اخهههه😫😂❤️
☆☆☆
چشم خانوادگی هم مینویسم یکم بگذره
دیگه گفتم فصل دوم اصلا پرونده نبود این فصل جبران کنم😂
ولی چشم مینویسم
نمیدونم چرا حس میکنم آراز مشکوکه 🙄
☆☆☆
واقعا نمیدونم حست درسته یا نه
شاید درست باشع
از امیر حسین بنویسی لطفااااااا نمیدونم چرا من عاشق اینم سر امیر حسین یه بلایی بیاد 🥺🥺
☆☆☆
چشم از همه مینويسم به وقتش
سر امیرحسینم زیاد بلا آوردم که
امیدوارم اون کسی که تصادف کرده رسول باشه
☆☆☆
رسول که از اول رمان داره تصادف میکنه😂
هیییییییی محمد اینا فکر میکنن آراز نفوذیه آرهه؟ وای نفوذی نباشههه😫😫شایدم محمد اشتباه میکنه
☆☆☆
اینجا محمد داره اشتباه میکنه
وای بقیه داستان رو نمیدونم😁
راستش من با بزرگ شدن علیرضا اصلا موافق نیستم چون باز هم از موضوع اصلی که رسول باشه دور میشیم و کاش همه اتفاقات محوریتشون رسول باشه
☆☆☆
نه از رسول دور نمیشیم
ولی شخصیت اصلی رمان رسول و خانوادهاشِ
علیرضا بزرگ هم بشه الان نمیشه
عالی رمانت اگر دیالوگ برای آراز هم هست بله عالی
☆☆☆
قربان شما ممنون😊
آره هست برای اونم
🙏🏻😊 سلام خیلی جالب بود همون برو جلو خیلی قشنگی هسنش
☆☆☆
سلام عزیز خوبی؟
خب خداروشکر که دوست داشتی
انشاءالله با حمایت شما😊❤️