میدونی من چیه رمانت رو دوس دارم؟ کلیشه مثل خیلی از رمان ها نمی نویسی مثلا همشون طبق یه موضوع برای شخصیتای رمان میرن که خیلی تکراری میکنه مثلا کما رفتن و مریضیه فلان داشتن و جاسوس داشتن توی سایت و ازین چیزا و من واقعا خوشم میاد تو کلیشه باز نیستی همین منو پای رمانت نگه داشته
☆☆☆
خوشحال میشم بدونم
خیلی ممنون که گفتید واقعا
و خداروشکر که دوست دارید 😊❤️
سلام خداقوت خیلی زیبا بود😍😍😍😍 چقدر زود رسول و آراز با هم رفیق شدن من که به شخصه با خوندن این رمان و پارت ها یه خانواده مثل خانواده و رفیق های رسول میخوام🤭🤗🤗🤗
☆☆☆
سلام ممنون عزیز
خداروشکر دوست داشتید
نه هنوز آراز اونقدر احساس راحتی نداره باهاشون،الانم یکم رسول بهش نزدیک شد چون حالش بد بود
منم میخواااام😢
وااااایی چقدر قشنگ بود این دوتا پااارت🥺😍😍😍😍😍😍 لحظه لحظش قشنگ بود از مکالمه های مهدی و رسول رسول و آراز عاااشق شدن علی خیلی خوب بود😍😁
☆☆☆
واقعا؟خداروشکر دوست داشتید😃
واقعا حرفای مهدی و رسول قشنگن🥲