https:eitaa.comThe_divineblessiing398 تضاد ندارع که😂
🫠 من از همون اول از شخصییتش خوشم می آمد برعکس دیگران با وجودی که یه حسی میگه پدرش یه جاسوس و نفوذیه و به خاطر همین آراز و فرستاده بین اینا
☆☆☆
کلا منم اینجوریام که یه شخصیت فرعی به رمان اضافه میشه دوست دارم از اون بیشتر بدونم تا شخصیت های اصلی
الانم کرم دارم که ازش نمینویسم😂
از تنهایی بدم میاد فکرای چرت خیلی میاد تو سرم رژه میرن🫠💔
☆☆☆
ولی من تنهایی و سکوت رو دوست دارم🙃
عالی مثل همیشه و ما بار هم برای پارت بعد متنظر میمونیم
☆☆☆
تشکر❤️
چشم آخر شب مبدم
رسول تو جمع خونواده هم فقط ظاهرا خوشه
☆☆☆
آدمی که تظاهر میکنه حالش خوبه و میخنده🥲
از آراز بزار توروخدا دیگه ۳ یا ۴ شب داریم تحمل میکنی از آراز بزار
☆☆☆
قسم ندین چشم
یکم فکر کنم ببینم چی میشه
درسته نظرات نسبت به زحمتی که میکشی کمه ولی افتخار میدی به خاطر این روز قشنگ پارت مهمونمون کنی؟! 🫠
☆☆☆
بله عزیز دل حتما پارت میدم😊😊
ولی آخر شب اگه کسی نتونست بیدار بمونه بخوابه فردا بخونه
اذیت نشه
من از دوشنبه تا آخر هفته تعطیل بودم
☆☆☆
کجا زندگی میکنی؟؟
من الان باید بگم از چهارشنبه هفته پیش میرم مدرسه🤐😫
عالیهههه از مهرداد چخبر😂
☆☆☆
عه وا
تازه یادم افتاده یه مهردادی هم تو رمانم بود😂
شوخی کردم فعلا واجب نیست ازش بنویسم