eitaa logo
ღℒآلاچیق‌من‌و‌شما
256 دنبال‌کننده
116 عکس
2 ویدیو
29 فایل
نبینم وقتی خوب نیستی یا غمگینی چیزی رو ازم پنهون کنی،چون من تا همیشه کنارتم و نمیزارم غم‌هاتو تنهایی با خودت اینور و اونور ببری،باهم میگذرونیم همه روزها و شب‌هارو،ساعت هارو دقیقه ها،ثانیه هارو،همه سختی‌ها و مشکلاتُ،پس نگران هیچی نباش..من اینجام.‌.(:😃
مشاهده در ایتا
دانلود
این پارت: ۱۰٪ تحقیق، ۹۰٪ نگرانی. 🥲 •••♥︎••• ۹۹ درصد نگرانی🙊
نویسنده جان ما اومدیم رمان بخونیم، نه اینکه فشار خونمون بره بالا. 😭🤝 •••♥︎••• همیشه یه چی کنارتون باشه چون بدتر از اینم هست🦦🙄
وای قلبم برای حامد و رسول مچاله شد... اون لحظه که حامد گفت «بچه‌م اونجاست» واقعاً درد داشت. 🥺💔 •••♥︎••• فقط حامد... گفتم که مظلومه بچه🥺🙂
رسول یه روز از نگرانی دق مرگمون می‌کنه، این بچه چرا اینقدر خودسره؟! 😐💔 •••♥︎••• بدبخت حامد چی میکشه از دستش😢
گوشت پاش کنده شد و هنوز نگران ناراحتی محمد بود... رسول واقعاً دل آدمو می‌سوزونه. 😭 •••♥︎••• آخه میدونه واکنش محمد بدتر از زخم سگه☺️🦦
پارس سگ و رسیدن محمد و حامد به نظرم یکی از استرس‌زاترین صحنه‌های رمان بود. 😭✨ •••♥︎••• واقعا... مخصوصا اگه با تصویر سازی ذهنی خودم بخونید واقعا استرس‌ش ۱۰۰۰ بود🙈🦦
حامد رو توی این پارت خیلی خوب نوشتی، نگرانی یه پدر کاملاً حس می‌شد. 🥺 •••♥︎••• حامد کلا خوبه🙊🥺
«باز چه بلایی سر خودت آوردی بابا؟» این جمله مستقیم خورد توی قلبم... 💔 •••♥︎••• انگار همیشه رسول دردسر داره🙂
محمد از نگرانی داشت دیوونه می‌شد ولی باز سعی می‌کرد حامد رو آروم نگه داره؛ مسئولیتش واقعاً سنگینه. 🥺 •••♥︎••• محمد بودن همه جا و هر رمانی سخته🥲
آخرش که رسول سرشو روی سینه باباش گذاشت اشکم دراومد. 😭🤍 •••♥︎••• آخ خدا🤌🏻
زنگار چرا هر پارت یه زخم جدید به قلب ما می‌زنی؟! 😭💔 •••♥︎••• از الان زخم‌ها شروع شده؟؟؟!!🥲💔
رسول عزیزم، مدرک پیدا کردن به کنار، اول خودت سالم برگرد پسر. 😭 •••♥︎••• اصلا سلامتی‌ش مهم نیست انگار