eitaa logo
ღℒآلاچیق‌من‌و‌شما
255 دنبال‌کننده
116 عکس
2 ویدیو
29 فایل
نبینم وقتی خوب نیستی یا غمگینی چیزی رو ازم پنهون کنی،چون من تا همیشه کنارتم و نمیزارم غم‌هاتو تنهایی با خودت اینور و اونور ببری،باهم میگذرونیم همه روزها و شب‌هارو،ساعت هارو دقیقه ها،ثانیه هارو،همه سختی‌ها و مشکلاتُ،پس نگران هیچی نباش..من اینجام.‌.(:😃
مشاهده در ایتا
دانلود
«باز چه بلایی سر خودت آوردی بابا؟» این جمله مستقیم خورد توی قلبم... 💔 •••♥︎••• انگار همیشه رسول دردسر داره🙂
محمد از نگرانی داشت دیوونه می‌شد ولی باز سعی می‌کرد حامد رو آروم نگه داره؛ مسئولیتش واقعاً سنگینه. 🥺 •••♥︎••• محمد بودن همه جا و هر رمانی سخته🥲
آخرش که رسول سرشو روی سینه باباش گذاشت اشکم دراومد. 😭🤍 •••♥︎••• آخ خدا🤌🏻
زنگار چرا هر پارت یه زخم جدید به قلب ما می‌زنی؟! 😭💔 •••♥︎••• از الان زخم‌ها شروع شده؟؟؟!!🥲💔
رسول عزیزم، مدرک پیدا کردن به کنار، اول خودت سالم برگرد پسر. 😭 •••♥︎••• اصلا سلامتی‌ش مهم نیست انگار
دلم برای حامد خیلی سوخت، هر جمله‌ای که می‌گفت پر از ترس از دست دادن رسول بود. 🥺 •••♥︎••• پدرِ مظلومه رمان❤️‍🩹
اونجایی که محمد گفت «اگه تا یه ساعت دیگه نیومد خودم میرم داخل» خیلی قشنگ نگرانی‌شو نشون داد. 🥹 •••♥︎••• دوست داشتم محمد بره بعد یه ساعت..ولی یهو تصمیم‌مو عوض کردم😅
حامد و محمد هر دو داشتن از استرس می‌مردن و رسول هنوز دنبال مدرک بود. 😐😂💔 •••♥︎••• رسوله دیگه... چه انتظاری داشتی ازش اخه😂
هر بار فکر می‌کنم رسول عاقل شده، یه حرکت جدید از خودش رو می‌کنه. 😭 •••♥︎ اصلا همچین فکری‌نکن
رسول جونم، یکم کمتر قهرمان‌بازی دربیار. 🥲 •••♥︎••• فکر کنم رسول فکر میکنه خیلی قهرمانه😂
زخم پای رسول درد داشت، ولی دلش از ناراحتی محمد بیشتر درد می‌کرد. 💔 •••♥︎••• محمد براش مهم‌تر از خودشه چون🥲
آخه اون سر گذاشتن روی سینه باباش چی بود؟! قلبم ترک خورد. 😭🤍 •••♥︎••• 🤌🏻💔🛐