https://eitaa.com/The_divineblessiing/6120
اول خوبش کنه بعد خودش بکشش... کاملا منطقیه😂🤣
#من
•••♥︎•••
کتاب منطق پیشش باید تعظیم کنه🦦😂
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6116
عالیه😂🤣
اصلا همینش قشنگههههه🤣🤣🤣
#من
•••♥︎•••
بلی بلی 😁
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6105 چیکار کردی که درست شدی
من حس نمیکنم واقعا تنهام تو خانواده م تا میگم تا یک چیزی میگم میگن حاضر جوابی قهر میکنن دوستی هم که ندارم همش خونه م فامیل هامون هم شهرستان هستند هیچ کدوم اینجا نیست جز عموم که من اصلا رابطه م با دختر عموم خوب نیست
•••♥︎•••
ببین این حسهای پوچی و اضافه بودن و تنها بودن توی بعضی سن ها طبیعیِ و بخاطر هورمون هاست...من یه زمانی انقدر حالم بد بود که موقع غذا خوردن هم اشک میریختم.. توی خواب گریه میکردم.. موقع تایپ رمان گریه میکردم.. حتی حرف زدن هم برابر اشک من بود..
مشکل بزرگی نداشتما..حس میکردم توجهی نمیشه بهم و تنهام، پیش دوتا مشاور از سیر تا پیاز دلم حرف زدم..پیش رفیقام حرف زدم ولی فقط یکم فایده داشت..فایده زودگذر بود یه جوری..مثلا تا همون روز حالم خوب بود فرداش بازم میشدم فاطمه قبل..
از سال پیش روز اول فروردين تصمیم گرفتم با امام زمان طرح رفاقت ببندم..همه چیو بهش گفتم، هر مشکلی که داشتم.. اشک میریختم و حرف میزدم.. وقتی حالم بد بود فقط حرف زدن با امام زمان میتونست حالمو خوب کنه..یعنی دیگه دلم نمیخواست جز ایشون دردمو به کس دیگهای بگم.. صحبت با امام زمان و نوشتن رمان باعث شد من خدا رو پررنگ کنم تو زندگیم.. به خودم میگفتم تو زندگیت هیچکس دلسوزتر از امام زمان برات نیست فاطمه حتی خانوادهت.. حتی خواهرت
به خودم فهموندم پدر و مادر قرار نیست تا آخر پیشم باشن ولی امام زمان هست..خدا هست
تصمیم گرفتم اگه قلبمو کسی شکست.. اگه کسی چیزی بهم گفت که باعث شد برگردم به اون روزا و اشکم دراومد فقط با رفیقم حرف بزنم...رفیقم همون امام زمانه..
امام زمان منو نجات داد و هیچوقت یادم نمیره اون حال روزمو..
نمیگم الان خوب شدما...نه هنوزم بعضی وقتا جوری حالم بد میشه که فکر میکنم هیچ.کسو ندارم..حتی خدا هم دیگه نگاهم نمیکنه...میشینم گریه میکنم بعد میگم با امام زمان حرف بزنم بگم اون برام دعا کنه تا خدا منو ببینه..
من حالم از چند سال پیش خیلی بهتر شده..
چون یه رفیق واقعی و جدانشدنی پیدا کردم
از اون روز اول فروردین سال ۱۴۰۴ هر شب قبل خواب حتی شده یه جمله به امام زمان میگم..رسمی هم حرف نمیزنم.. انگار دارم با صمیمی ترین رفیقم حرف میزنم..همون قدر راحت..
حس میکنم امام زمان کنارمه..بهش سلام میدم که حالشو میپرسم.بعد از حرفم بهش میگم شبت بخیر...
من این روم اثر گذاشته..به خیلی ها هم پیشنهاد دادم که اینکارو بکنن..امیدارم روی شما هم اثر کنه البته که مطمئنم حالت خوب میشه
منی که هنوز اینجا نشستم منتظرم محمد به حساب رسول برسه... البته با این بلایی که رسول سر خودش آوورده نمیشه که..😂
#من
•••♥︎•••
بدبخت رسول حالش بده..خوب بشه بعد فکر توبیخش باشیم😂
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6115 منی که خیلی جدی داشتم فاتحه میفرستادم😔✨
•••♥︎•••
ای خدا😂
دارم تصمیم میگیرم بهتر که شدم از بیمارستان فرار کنم برم یه شهر دیگه زندگی کنم یه نوشته ام برای بابا بزارم که نگرانم نشه 😀🤕#استاد
•••♥︎•••
فکر خوبیه😂
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6111
میخواد منو بکشه بعد بدبخت ؟ بدبخت ، بیچاره مفلوک منم 💔😔 #استاد
•••♥︎•••
توی این رمان همه بدبختن...همهههه
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6097
اگه بعد یه ساعت میاومد باید نش کشم میکردن 😐😶 #استاد
•••♥︎•••
سگه فقط یه لباس میذاشت بمونه از رسول 🤐😅
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6123
نفوذی چیه ؟ رمان دیگه تون هست ؟ لینک شو میدید ؟ #گلسرخ
•••♥︎•••
اره اولین رمان منه که خیلی بیتجربه نوشتم و خودم خوشم نمیاد ازش.. حالا فصل چهارمشو دوست دارم ادامه هم بدم هم خوب مینویسمش
ولی سه فصل قبلی اصلا خوب ننوشتم حالا اگه میخوای من برات لینک بفرستم
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6108
عطیه ❌
عطیه خانوم ✅
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6103
#استاد
•••♥︎•••
آها😂
https://eitaa.com/The_divineblessiing/6099
با تشکر از شما عزیزان ، با بلدوزر نسبتی دارید ؟ 😔 #استاد
•••♥︎•••
با یزید شاید🦦