فوق العاده بودددد
توروخدا امشب دوتا پارت بده
از اونایی که خانواده رسول هم میان و نگرانش میشن🥲
☆☆☆
خداروشکر دوست داشتید
وقت ندارم اصلا
اونم به چشم😊
داخهههه الان وقت تموم شدن بود مگهههههه😭😭😭😭
☆☆☆
دیدین که اصلا نشد چیزی بهش اضافه کنم
ولی خب هیجانش و لذتش به همون تموم شدن جای حساسشه دیگه😂
بابا تیری تفنگی، آخه آجر؟ چقد بی کلاسن این تعقیب کننده ها😂
☆☆☆
خب با آجر شیشه شکستن
اصلا قرار نبود همچین اتفاقی تو رمان رقم بخوره
به یکی قول دادم عوض کردمش دیگه 😂🤐
میشه امشب هم پارت بدی خیلی داره هیجانی میشه
☆☆☆
اگه تونستم چشم
قول میدم وقت هایی که دارم استراحت میکنم تایپ کنم ببینم آخر شب تموم میشه یا نه
الان آجر میخوره تو سر رسول سردردش خوب میشه🙄
☆☆☆
خوب نمیشه بدتر میشه دیگه
بعدم به کمرش خورد😂
پارت بعدی قشنگ پر و پیمون باشه توروخدا ، بفهمیم به سر رسول و محمد چی اومد..
☆☆☆
همه پارت ها که پر و پیمونه ولی چشم 😊
من از فصل اول رمانت رو دنبال میکنم اما واقعیت فقط همون فصل اولش برام جذاب بود چون هیجان داشت،ماموریت داشت درگیری و ....داشت اما این یکی دو فصل جدید دیگه همش شده روزمرگی خانواده ها که به نظر من نه خیلی جالبه و نه اصلا خنده دار
☆☆☆
راستش قرار نبود من فصل دوم بنویسم
ولی خب خیلی ها گفتن بنویس و از مهدی هم بنویس
رمان نعمت الهی شخصیت اولش رسول و خانوادهاشِ پس طبیعیه که از همه بنویسم
هیجان هم خب من زیاد دوست ندارم غیر واقعی باشه و همه بلا ها سر یه نفر بیاد اینو توی کانال چند بار هم گفتم بهتون
فصل سوم هم تازه شروع شده و به قسمت های هیجانی تازه داریم نزدیک میشیم
و نکته آخر اینکه من سلیقه شما رو نمیدونم ولی خیلی ها با رمانم خندیدن که من واقعا خوشحالم از این بابت🥲
گفته باشم فردای روزی که کنکورتو دادی بابد ۱۰ تا پارت بدی نگی نگفتی🤨😅😀
☆☆☆
بعد کنکور تا یه مدت استراحت فقط😂😂