eitaa logo
ღℒآلاچیق‌من‌و‌شما
240 دنبال‌کننده
118 عکس
2 ویدیو
29 فایل
نبینم وقتی خوب نیستی یا غمگینی چیزی رو ازم پنهون کنی،چون من تا همیشه کنارتم و نمیزارم غم‌هاتو تنهایی با خودت اینور و اونور ببری،باهم میگذرونیم همه روزها و شب‌هارو،ساعت هارو دقیقه ها،ثانیه هارو،همه سختی‌ها و مشکلاتُ،پس نگران هیچی نباش..من اینجام.‌.(:😃
مشاهده در ایتا
دانلود
فوق العاده بودددد توروخدا امشب دوتا پارت بده از اونایی که خانواده رسول هم میان و نگرانش میشن🥲 ☆☆☆ خداروشکر دوست داشتید وقت ندارم اصلا اونم به چشم😊
توروخدا پارت بعدی امشب باشه ☆☆☆ اگه وقت کردم چشم
داخهههه الان وقت تموم شدن بود مگهههههه😭😭😭😭 ☆☆☆ دیدین که اصلا نشد چیزی بهش اضافه کنم ولی خب هیجانش و لذتش به همون تموم شدن جای حساس‌شه دیگه😂
چی شدددد ☆☆☆ تیر خورد 😁
بابا تیری تفنگی، آخه آجر؟ چقد بی کلاسن این تعقیب کننده ها😂 ☆☆☆ خب با آجر شیشه شکستن اصلا قرار نبود همچین اتفاقی تو رمان رقم بخوره به یکی قول دادم عوض کردمش دیگه 😂🤐
میشه امشب هم پارت بدی خیلی داره هیجانی میشه ☆☆☆ اگه تونستم چشم قول میدم وقت هایی که دارم استراحت میکنم تایپ کنم ببینم آخر شب تموم میشه یا نه
الان آجر میخوره تو سر رسول سردردش خوب میشه🙄 ☆☆☆ خوب نمیشه بدتر میشه دیگه بعدم به کمرش خورد😂
رسول به فنا رفت ☆☆☆ دقیقا👍😂
پارت بعدی قشنگ پر و پیمون باشه توروخدا ، بفهمیم به سر رسول و محمد چی اومد.. ☆☆☆ همه پارت ها که پر و پیمونه ولی چشم 😊
من از فصل اول رمانت رو دنبال میکنم اما واقعیت فقط همون فصل اولش برام جذاب بود چون هیجان داشت،ماموریت داشت درگیری و ....داشت اما این یکی دو فصل جدید دیگه همش شده روزمرگی خانواده ها که به نظر من نه خیلی جالبه و نه اصلا خنده دار ☆☆☆ راستش قرار نبود من فصل دوم بنویسم ولی خب خیلی ها گفتن بنویس و از مهدی هم بنویس رمان نعمت الهی شخصیت اولش رسول و خانواده‌اشِ پس طبیعیه که از همه بنویسم هیجان هم خب من زیاد دوست ندارم غیر واقعی باشه و همه بلا ها سر یه نفر بیاد اینو توی کانال چند بار هم گفتم بهتون فصل سوم هم تازه شروع شده و به قسمت های هیجانی تازه داریم نزدیک میشیم و نکته آخر اینکه من سلیقه شما رو نمیدونم ولی خیلی ها با رمانم خندیدن که من واقعا خوشحالم از این بابت🥲
پااااآارت ☆☆☆ چشم
گفته باشم فردای روزی که کنکورتو دادی بابد ۱۰ تا پارت بدی نگی نگفتی🤨😅😀 ☆☆☆ بعد کنکور تا یه مدت استراحت فقط😂😂