پارت بعدی قشنگ پر و پیمون باشه توروخدا ، بفهمیم به سر رسول و محمد چی اومد..
☆☆☆
همه پارت ها که پر و پیمونه ولی چشم 😊
من از فصل اول رمانت رو دنبال میکنم اما واقعیت فقط همون فصل اولش برام جذاب بود چون هیجان داشت،ماموریت داشت درگیری و ....داشت اما این یکی دو فصل جدید دیگه همش شده روزمرگی خانواده ها که به نظر من نه خیلی جالبه و نه اصلا خنده دار
☆☆☆
راستش قرار نبود من فصل دوم بنویسم
ولی خب خیلی ها گفتن بنویس و از مهدی هم بنویس
رمان نعمت الهی شخصیت اولش رسول و خانوادهاشِ پس طبیعیه که از همه بنویسم
هیجان هم خب من زیاد دوست ندارم غیر واقعی باشه و همه بلا ها سر یه نفر بیاد اینو توی کانال چند بار هم گفتم بهتون
فصل سوم هم تازه شروع شده و به قسمت های هیجانی تازه داریم نزدیک میشیم
و نکته آخر اینکه من سلیقه شما رو نمیدونم ولی خیلی ها با رمانم خندیدن که من واقعا خوشحالم از این بابت🥲
گفته باشم فردای روزی که کنکورتو دادی بابد ۱۰ تا پارت بدی نگی نگفتی🤨😅😀
☆☆☆
بعد کنکور تا یه مدت استراحت فقط😂😂
چجوری با این همه کار و فشار وقت میکنی پارت بدی من متوسطه اولم ولی اصلا وقت و حوصله فکر کردن به ایده رو هم ندارم
☆☆☆
وقت که نمیکنم آخر شب ها از خوابم میزنم که تایپ میکنم
ولی خب نوشتن رو خیلی دوست دارم🥲
عالی و پر گودرت ادامه بده مارو تو برزخ نزار لطفااااا
☆☆☆
قربان شما
اخ انقدر حال میده تو خماری بزارم شمارو😂
خیلی بده گیر یه دختر عمه ای بیوفتی که از خودت کوچیکتره و رو اعصاب و پروعه
☆☆☆
دختر عمه ندارم که درک کنم 😂
وااااییییی فقط وای
ایول داره هیجانی میشه .... 😚
ولی اگه رسول زن داشت الان نگرانش میشد😅😂
#ستاد خانوم ها دررمان شما
☆☆☆
خب خداروشکر دوست داشتید 😃😍
الان چه ربطی به عاطفه داشت🤐😐
داستان هیجانی شد آخجون😀😘لطفا بیشتر پارت بزار و تو این لحظه حساس ول نکن
☆☆☆
چه همه خوشحال شدن😂
اگه وقت شد چشم
https://eitaa.com/The_divineblessing/16459
بلاخره یه بار گفتی ناشناس پر شده😂
☆☆☆
اصلا تکبیرررررر😂
مرسییی بابت پارت فقط تروخدا زود جمعش نکن بذار یه اتفاقی واسه رسول و محمد بیفته یکم هیجان لازمیمم
☆☆☆
وظیفه اس
نه بابا
الان خوبه؟؟😁