خيلي بدجا تموم كردي 🥲🥲🤧🤧
توروخداااا پارت بعدي رو بده
٢تا بده وسطش تموم نشه بفهميم چي شده
☆☆☆
میدونم ببخشید دیگه،ولی خب حال میده
یکم درس بخونم اگه شد آخر شب چشم
ولي زود خوب و سرپا نشن ها
محسن و اميرحسين و احسان ايناهم خيلي نگرانشون بشن
مخصوصا براي رسول
☆☆☆
ببینیم چی میشه
چشم حتما
اخجون يزيد بازي سر رسول
خيلي رسول فداكاره كه سپر محمد شد🥲🥲
قطعا اسيب بيشتري هم ميبينه
☆☆☆
دوست داشتید؟
خیلی🙃
من نمیدونم چرا انقدر گیر کردید رو رسول خب محمد می افتاد رو رسول چی میشد ؟
بابا طرفدارای محمد هم اینجانوووو هی رسول این رسول اون ایششش
☆☆☆
من معذرت میخوام 😂
ولی محمد طلبت خوبه؟
دانلود یه نگرانی زیاد علیرضا واسه رسول
خیلی بهوونه باباشو بگیره:)
فکرش بکن چقدر قشنگ میشه اگه علیرضا بره بالا سر باباش با محسن بعد بهوونه گیری کنه و رسول رو صدا بزنه🙂💔
☆☆☆
آره قشنگ میشه،خیلی زیاد🥲❤️
بچه ها هنوز یه ۳۰،۴۰ تا پیام مونده از لینک دومی
خسته شدم راستش😂
یکم بخونم،یه ساعت دیگه میام اونارو جواب میدم
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻
رسوووووووووووووول😭😭😭😭
تروخدا نمیرررررررر
جون هرکی دوست داری پارت بعدی رو بدهههههه😭😭😭🙏🙏🙏🙏
لوطفااا
همین الان شروع کن به نوشتننننن
☆☆☆
نه نمیمیره نگران نباش😂
قسم ندین هر وقت تونستم چشم میدم
الان ناشناس جواب بدم
خیلی خوب میشه اگه محسن زنگ بزنه به سعیدی کسی سراغ رسولو بگیره و بهش بگن چیشده و اونام بیان اونجا رسول رو زخمی ببینه کلا آدمی هستم که دوست تو رمان همه مشکل روحی و عذاب وجدان بگیرن و بترسن😂💔
☆☆☆
خب محسن واسه چی زنگ بزنه به رسول؟
رسول تو پیامش گفته بود آخر شب میام خونه
توی رمان هنوز ساعت ۱۱ شبه
ولی محسن میفهمه که تیر خورده