خیلی خوب میشه اگه محسن زنگ بزنه به سعیدی کسی سراغ رسولو بگیره و بهش بگن چیشده و اونام بیان اونجا رسول رو زخمی ببینه کلا آدمی هستم که دوست تو رمان همه مشکل روحی و عذاب وجدان بگیرن و بترسن😂💔
☆☆☆
خب محسن واسه چی زنگ بزنه به رسول؟
رسول تو پیامش گفته بود آخر شب میام خونه
توی رمان هنوز ساعت ۱۱ شبه
ولی محسن میفهمه که تیر خورده
ازت قهرم
من میگم امتحان جغرافیا دارم
تو هم بزار تو خماری مارو
خب میشینم نگران میشم برا اون دوتا اخههههههههههههههههههههههههه
☆☆☆
بابت قهر نکنید خواهشا من آدمی نیستم برم منت بکشی😅
نه نگران نباش قشنگ بشینید درستونُ بخونید
به منم فحش ندید خدا همینجوری منو با امتحانات نهایی زده دیگه شما نزنید😂
آراز چون هیچکس و نداشته پشتش باشه گناه داشته🥲
قطعا اشتباهش رفیقای اشتباه بوده 🥲
☆☆☆
شاید🙃
اما امیدوارم گناه داشته باشه🤐
رسول اینا مگه آدم نیستن ؟
پس چرا اصلا دستشویی 🚻 نمی رن
☆☆☆
😂آدمن من نمینویسم ازش
وای خدا از اول رمان هی میگم چرا اینو کسی نمیرسه ممنون که پرسیدی🤐😂😂
وایییییییی ایوللللللل میشه این وسط که رسول تیر خورد یکم طولانی ترش کنی؟؟ من حاضرم چند روز بی پارتی و تحمل کنم ولی پرش زمانی نداشته باشیم مثل سری پیش تصادف رسول🥺🥺🥺
دلم میخواد نگرانی همه رو واسه رسول با جزییات بخونم🫠🫠🫠🫠
مرسییی که هستی و پارت میذاری🥺🥺🥺🥺🥺
☆☆☆
آره چندتا پارته کوتاه نیست نگران نباشید 😊
نه نداریم پرش فعلا
چشم حتما
خواهش میکنم وظیفهاس❤️