وايي توروخدا بيشتر پارت بزار ماوسط امتحانا همين ١-٢پارت توعه 😩😩🥲🥲🥲 حداثل الان ٢تا پارتش كن وسطش دوباره تموم بشه ميمونيم بين زمين و هوا
☆☆☆
آخه منم امتحان دارم،دوازدهم سال آخر خب یکم سخته برام خدایی
هر وقت تونستم چشم میدم
اخ جون رسول بهش شليك شد💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻😂😂😂😂😂😂😂😂 دستتدردنكنه خدايي ببين چه قدر استقبال شد از اين حركت يزيد بازي سر رسول؟ پس بيشتر انجام بده
☆☆☆
چه همه ذوق کردید😂
آره واقعا خیلی زیاد،قشنگ ناشناس منفجر شد
چشم😅
تروخدا از فرصت استفاده کن بیان بگیرن جدا از تیر خوردنش بگیرن تا می خوره بزنند واییی😆😆😅
☆☆☆
یزید بازی دوست داریا😜😂
سلام خواهر رسول که تیر خورد یک چاقو هم تو پهلوش بزن تا خیلی با حال میشه بعد عموش مهدیش بابا محسنش داداش نگران بشه کاری بکن تا چهار روز بیمارستان بستری باشه
☆☆☆
سلام نه دیگه بسه بنظرم انشاءالله بعدا😂
وقتی اد تب پیام می زاره نمیتونی پیام بدی ؟ اگه نه که مثل همیشه ۳ تا پیام خالی بزار بعد ویرایش کن ودیگه بهونه اونو نگیر
☆☆☆
نه از قوانین تبادلشونه
خیلی وقته دارم اینکارو میکنم
و بهانه اینو تا به الان نگرفتم
ببین گروگان نگیرنشون خب؟؟🥺 چه میدونم یکی برسه بچهای سایت ردشونو بزنن یه رهگذر رد بشه نمیدونم یه چی بشه اینا گروگان نرن🥺
☆☆☆
نه بچه ها گروگانگیری نیست فقط یه تهدیده که تو رمان میخونید
سلام رمان خوبه ولی لطفا پارت هارو طولانی تر بنویس و اینکه میتونی احساسات اشخاص رمان رو یا وقتی که داری رمان رو از زبون مثلا رسول مینویسی توصیف هم به کار بگیر نه در حد متون کتابی ولی یکم زیبایی میبخشه به رمان اها اینم بگم این ماجرا رو زود تموم کن که بریم سراغ اراز و داوود و سعید و علی
☆☆☆
سلام عزیز
ممنونم
بیشتر از این طولانی نمیکشه واقعا مه اینکه ننویسم نه،حد مجاز تایپ تموم میشه
آره دارم رو خودم کار میکنم که به جای مکالمه هاشون یکم رو این قسمت ها توجه کنم و یاد بگیرم،یادگرفتنم یکم زمان میبره😅
ببینید توی این فصل زیاد ماجرا داریم نه حالا اینکه کلا راجب بلا و گرفتاری و رسول باشه نه
ولی خب باید همه رو بنویسم اما خب چشم
سلام لطفا لطفا لطفا این گروگان گیری خیلی طول ندههههه و اینکه یکم ادبی تر یا توصیفی تر بنویسی قشنگ تر میشه
☆☆☆
سلام گروگانگیری نیست که،فقط یه تهدیده که بعدا میخونید قضیه چیه
ادبی خوشم نمیاد واسه همین بنویسم بد میشه حالا تا جایی که بتونم تو رمان ادبی نوشتم ولی همیشگی نبوده