eitaa logo
ღℒآلاچیق‌من‌و‌شما
242 دنبال‌کننده
117 عکس
2 ویدیو
29 فایل
نبینم وقتی خوب نیستی یا غمگینی چیزی رو ازم پنهون کنی،چون من تا همیشه کنارتم و نمیزارم غم‌هاتو تنهایی با خودت اینور و اونور ببری،باهم میگذرونیم همه روزها و شب‌هارو،ساعت هارو دقیقه ها،ثانیه هارو،همه سختی‌ها و مشکلاتُ،پس نگران هیچی نباش..من اینجام.‌.(:😃
مشاهده در ایتا
دانلود
عکسه که ۹۹ درصد مسعوده فقط موندم چجوریه که حامد جوونیای باباشو نمیشناسه •••♥︎••• شاید نباشه خب😂 ولی خب میفهمید
https://eitaa.com/The_divineblessiing/7732 داشته باش😂 •••♥︎••• چشم😍🥹
مثل اینکه آقا حامد محمد ما رو هنوز نشناخته حامد جان محمد از اونی هم که فکر میکنی سختگیر تره •••♥︎••• والا بخدا...محمد میتونه توهم توبیخ کنه😁
https://eitaa.com/The_divineblessiing/7723 دور از جونتون... نشنوم دیگه از این حرفا هاااا🙄🔪 •••♥︎••• چشم😶‍🌫🦦
https://eitaa.com/The_divineblessing/24679 آقا من باورم نمیشه مسعود همچین آدمی بوده🤧🤧 •••♥︎••• نه باور کن
https://eitaa.com/The_divineblessiing/7726 واالاا بخدا من فکر میکردم فقط پسراش عامل دق دادنش هستن ولی مث اینکه آقا مسعود هم قصد جونشو کرده😂😂 •••♥︎••• آخ گفتی... حامد دیگه از هر جهت بدبخته😶‍🌫😐
خب سلام خوبین؟ ناشناس دو روز مونده که جواب ندادم🙄 امروز همه رو دیگه جواب میدم اگه بشه
فاطمه چرا همش یه روز درمیون پارت میدی مگه نگفتی بعد کنکور جبران میکنی😥 •••♥︎••• واقعا شرمنده این هفته کلا درگیر یه موضوعی هستم..دیگه شبا که همیشه می‌نوشتم انقدر خسته‌م که میخوابم...
این چه کاریه آخه من چشمام ضعیف بشه شما جواب میدی؟!چرا اینقدر خوبه رمانت؟! 😁 وای با نعمت الهی اینقدر خندیدم ولی زنگار رو علاوه بر این به خاطر پدر پسری هاش و البته عمو و برادرزاده دوست دارم مخصوصا اون قسمت گاراژ عالی بود.. ولی یه چیزی چرا آخه همه ی رمان ها دنبال این هستن که واسه رسول زن پیدا کنن؟!اینجوری رمان اصلا بی مزه میشه مطمئنم این پدر پسری ها کمرنگ میشه یا یه طور دیگه ای میشه..جان من بیا این ساحلُ از ذهنش بیرون کن من اینجوری خیلی خورد تو ذوقم😪 پ.ن: جونم خیلی مهمه براما.. •••♥︎••• قربونتون برم ممنون..محبت دارید☺️🌻 ان‌شاءالله با زنگار هم بتونم لبخند روی لب‌تون بیارم من خودم خوشم نمی‌اومد با ورود زن به رمانم ولی خب فکر که کردم دیدم ایده ذهنی‌م قشنگه..شماهم مطمئنم خوشتون میاد یه کوچولو منتظر باشید فقط بعد من خودم عاشق رابطه رسول با پدر و عموش هست پس اصلا کم‌رنگ نمیشه نه دیگه نخوره..قول میدم خوشتون بیاد 😁
سلام و درود؛یه رمانی بود به اسم امنیتی گمنام به نام فاطمه بیاتی.کسی آیدی چنلی ازش داره(: •••♥︎••• سلام من ندارم اگه کسی از دوستان داره بده ممنون میشم
من نمیفهمم مگه رسول به محمد نمیگه عمو؟ پس چرا محمد به بابابزرگ رسول میگه عمو؟ 😐 مگه آدم به پسرعموی باباش میگه عمو؟ همون پسرعمو صدا میزنن دیگه :/ •••♥︎••• ببین یه بار کامل توضیح بدم برای همه... محمد و حامد پسرعمو هستن باهم.. پس مسعود میشه عموی محمد و بابای محمد میشه عموی حامد..(اینجارو متوجه شدین همه؟) بعد چون محمد و حامد رابطه‌شون خیلی صمیمیِ، شدن مثل دوتا برادر برای همین رسول و رسام محمدُ که میشه پسرعموی باباشون..عمو صدا میکنن چون از بچگی با محمد بودن به همین خاطر همه فهمیدید یا یه بار دیگه توضیح بدم؟؟😊