من فک میکردم حامد ممکنه با این دختره مخالفت کنه بخاطر پوشش
ولی خداروشکررر نکردددد😍پس به سلامتی عروسی در پیش (البته اکه ساحل خانوم ما قبول کنه)
اولای رمان حس خوبی بهش نداشتما؛کم کم دیدم نه بابا خوبه
•••♥︎•••
ن خب چرا باید مخالفت کنه...
بله...لیلیلیلیلیلی😍😂
خب خداروشکر که خوشتون اومد😊
میشه یکم از کودکی های رسول با باباحامدش بذاریییییی البته زیاددددد بذار
حالا عمو محمد باشه اوکیه
•••♥︎•••
الان چون هی میریم تو گذشته مسعود اگه بریم موقع کودکی رسول یکم رمان چرت میشه...
بزارید جلوتر از بچگیهای رسول و رسام هم میخونیم چشم
https://eitaa.com/The_divineblessing/24722
وایییی چه پدر و پسری جذابییییی🥺
#آوینا
•••♥︎•••
اصن اوف🤌🏻🥹
ادامه ی نفوذی رو نمینویسین؟ میشه توی ادامش دایی حسینشون بیشتر باشه
•••♥︎•••
ببینین اصلا ایده برای نفوذی ندارم...
فکر میکردم بین نعمت الهی و زنگار فاصله میفته ولی خب زود شروع کردم برای همین بعد زنگار اگه یه ایده خوب پیدا کردم چشم مینویسم ازش
شیر کاکائو فقط😂😂🤌🏻🤌🏻
#عطر_نرگس
•••♥︎••
نسبت به شیرکاکائو علاقه زیادی کسب کردم🥹😂
من به شخصه خیلی پارتای پدر پسری و خانوادگی دوست دارم
#عطر_نرگس
•••♥︎•••
آخ منم🥹🤌🏻
از اول تا اخرِ صحبت های حامد و رسول داشتم لبخند میزدم
حتی بعضی جاها لبخندم خیلی عمیق میشد و چشمام هم میخندیدن...❤️🫂
مرسی که انقد قلمت قشنگه😘
#دوستدارقلمت
•••♥︎•••
منم با لبخند شما لبخند میزنم...🙃
خداروشکر
قربونت..لطف داری🌻
فقط اونجایی که گفت بابا حامد
اصلا خیلی خوب بود
#عطر_نرگس
•••♥︎•••
اصن اووف🤌🏻🤌🏻🤌🏻🥹
دوستان و همراهان عزیز یادتون باشه برای خفه کردن رسول دقت کنید برای خفه کردنش از سلاح خوشمزه ای به نام شیر کاکائو استفاده کنید😂😂😂
#عطر_نرگس
•••♥︎•••
چقدر حق فرمایش کردی شما👍🏻😂😂
پن ها خیلی خوبه🥲🥲
میتونیم ازشون استفاده کنیم؟
#عطر_نرگس
•••♥︎•••
قربونت
شخصی آره.. ولی تو پارت نه🙃