رسول تازه به این نتیجه رسیده بود که زیاد از علیرضا دوره میخواست بره خونه که نذاشتن😔😔
☆☆☆
دقیقا
واقعا داره زیادی فاصله میگیره ازش🥺
ترو خدا از فرصت استفاده کن رسول لطفا یه چیزیش بشه
☆☆☆
یه چیزیش شد بلاخره😂
وای بالاخره هیجانی 😆🥹🥹🥹
☆☆☆
😂😂بمیرم که هیجانی اصلا نداشتیم تو رمان
واقعا معذرت
وای من بعد از یه عالمه خستگی مدرسه اومدم پارت بخونم می بینم نیست، بده دیگه اه
☆☆☆
خیلی بده میدونم خودمم درک کردم اینو
ببخشید واقعا نتونستم اون روز پارت بدم🙏🏻
میشه واکنش اعضای خانواده رسول رو بنویسی تک تک مرسیی دوست دارمم خیایی🤗🤗🤗🤗🤩🤩🙏🙏
☆☆☆
تا جایی که امکان داشت چشم 😊
سلام من یه کانال دارم تازه شروع کردم توش رمان بزارم
اگه دوست داشتین عضو بشین
https://eitaa.com/afsanehbipayan
☆☆☆
سلام عزیز
بسلامتی انشاءالله هرچی زودتر اعضا بره بالا
بچه ها حمایت کنید لطفا