eitaa logo
ღℒآلاچیق‌من‌و‌شما
247 دنبال‌کننده
117 عکس
2 ویدیو
29 فایل
نبینم وقتی خوب نیستی یا غمگینی چیزی رو ازم پنهون کنی،چون من تا همیشه کنارتم و نمیزارم غم‌هاتو تنهایی با خودت اینور و اونور ببری،باهم میگذرونیم همه روزها و شب‌هارو،ساعت هارو دقیقه ها،ثانیه هارو،همه سختی‌ها و مشکلاتُ،پس نگران هیچی نباش..من اینجام.‌.(:😃
مشاهده در ایتا
دانلود
راستش حسابی درکت می‌کنم قشنگم، اینو بدون تو بهترین رمان داری و ما هرشب منتظرشیم؛ اینو هم میدونم لحن طلبکارانه چقدر آدمو اذیت میکنه وقتی داری براشون با تموم احساساتت یه پارت آماده میکنی:))) ببین فاطمه جانم؛تو اینو بدون که بهترین و قشنگ ترین رمان داری؛ و اگه نظری نیست، صرفا بخاطر اینکه که مدرسه داره وقت ماو دنیا رو میگیره:))) هرچند ارزشی نداره شناخت من و شاید اصلا نخونید رمان رو ولی خب نویسنده راه سنگاخم🥲❤️ ☆☆☆ سلام عزیز دل خوبی؟ ممنونم که درک میکنی واقعا سخت و آزار دهنده‌اس بعضی از پیام ها قربونت برم😍 ان‌شاءالله موفق باشی تو درسا(البته همه) نه رمان‌تو میخونم خیلی خوبه آفرین همینجوری پر قدرت برو جلو تا بفهمم علیرضا چیشد😂
سالام یاخجسان نخبر ☆☆☆ سلام عزیز،الحمدلله تو خوبی؟(من ترکی میفهمم ولی یکم نوشتن و صحبت کردنش واسم سخته😂)
عزیزم حق داری من دیشب ندیدم وگرنه پیام‌مبدادم ☆☆☆ خیلی ممنونم عزیز اشکال نداره
من از طرف اون بی ادبیایی که بهت توهین گردن متاسفم میشه پارت بدیییی🥺🥺🥺 ☆☆☆ تو چرا متاسف باشی عزیز؟ چشم هرموقع تونستم میدم
وایییی عالییییی بیشتر حال مهدی بد باشه بیشترررررر ☆☆☆ قربان شما😊 به وقتش چشم
پالللتتتت لفطااااا تولو خوداااا🥺🥺 ☆☆☆ چشم میدم حتما اگه وقت کنم تایپ کنم
لفطااااا پارتتتت بده بخاطر منننن🥺🥺🥺🥺🥺 ☆☆☆ چشم باور کن خودم دوست دارم تند تند بدم ولی وقت نمیکنم 😢
چرا اینقدر از قلمت انرژی میگیرم؟😗😙😊 ☆☆☆ من چرا از پیام‌ت انرژی میگیرم؟🥲
ای خدا مهدییی🥲 ☆☆☆ مهدی واقعا یه شخصیتیِ نمیتونم راجب چیزی بگم🥲
شما به بزرگی خودت ببخشید قربونت برم ... میشه امشب پارت بدی ☆☆☆ اشکال نداره دیگه عادت کردیم چند ساله🤐 الان هیئتم دیر میرسم خونه،امتحان فردا هم نخوندم،با این حساب فکک نکنم🙄
گل من شرمنده نتونستم نظر بدم چن روزه مریضم از طرفی امتحان داشتیم ولی تو مثل همیشه از اول که به دنیا اومدی عالی بودی هستی خواهی بود ☆☆☆ دشمنت شرمنده باشه عزیز،خوبی الان؟بهتر شدی؟ان‌شاءالله همیشه موفق باشی من فدای تو نشم؟🥺❤️
میگم شما که تو این رمان هربلایی دلت خواست سر رسول آوردی،یه کار دیگه هم بکن تو یکی از عملیاتها از یه ارتفاعی پرتش کن پایین که یه مدت فراموشی بگیره(البته دلم برای علیرضا میسوزه)ولی این اتفاق رو اگه بتونی بهش شاخ وبرگ بدی خیلی جالب در میاد ☆☆☆ بلا های زیادتری درخواست داشتیم😂 اینو توی یکی از رمان ها خوندم البته مثل این نبود دوست ندارم بگن که از اون ایده برداشته دقیقا با رسول بود