کاش یه تیر هم بیاد بخوره تو پیشونی من
تو قلبم نه ها
وسط پیشونیم
خستم
خیلی خستم
میدونی فقط آرزوی مرگ دارم
☆☆☆
من نمیدونم چی بگم که حالت خوب بشه ولی خب میتونم بهت بگم که حتی اگه خیلی خستهای و حالت بده ولی تو خدا داری،با خدا حرف بزن
آنقدر حرف زدن با خدا قشنگه که نمیدونی
روضه گوش بده تا بتونی گریه کنی خالی میشی
سعی کن خودت دلت با حال خودت برسه🙃
ههیییییی با اینکه این قسمت از رمان مورد علاقمع ولی دلم سوخت ب حال علیرضا 🛵🥲💔
☆☆☆
علیرضای مظلوم رمان(:
من مامانم دبیر ادبیات فارسی هست برا یازدهم دوازدهم
☆☆☆
خوشبه حالت واقعا،معلم ما هیچی بلد نیست توضیح بده ما غلط هاشو میگیریم
راحتی دیگه تو
پارت بعد هیجان انگیز تر از پارت قبل باشه لطفاً
☆☆☆
الان فقط تو بیمارستانن
میدونی از شدت فاجعه داره قلبم میاد تو دهنم نمیتونم چیزی بگم
فقط میتونم بگم به بزرگی خودت دوتا پارت بده امتحان فارسی رو بتونم بخونممم
من دهم انسانی
شما دوازده انسانی
☆☆☆
وای بمیرم چرا؟قشنگ نفس عمیق بکش
منم فارسی دارم به جان خودم🙃
دو پارت نمیتونم بدم تو زمان امتحانات
همه چی عالیه مرسیییی بابت پارت هایی میذارییی من تازه تونستم بخونمم
میگم که از امیر حسین و احسان و محسن زیاد بنویس خصوصا امیر حسین
از آراز نمیشه بنویسی؟ ببینیم حس و حالش چیه بالاخره تازه تو جمعشون اضافه شدهه
☆☆☆
ممنونم عزیز😊
وظیفهاس(:
چشم از همه مینویسم
آراز خبر نداره هنوز چشم