هدایت شده از دشت پونه های وحشی
تربیت یه مشت افسرده کمال گرا و بدون اعتماد به نفس که فکر میکنن از پس هیچ کاری برنمیان!
هدایت شده از صندوقچهٔ نامه.
شناسنامهام را گم کردم. از سهلانگارییهایم بیزارم. مامان دلداریام میدهد.مامان میگوید: «آدم ها هر روز کلی چیز گم میکنند،مشکلی نیست. اصلا این چیزها برای گم کردنند.»
شاید اگر یک سال پیش این اتفاق میافتاد مثل یک فاجعه با آن برخورد میکردم اما حالا نه. ببین،جنگ شده مردم شناسنامه که پیشکش خانههایشان را از دست دادهاند. دیگر چه اهمیتی دارد چند تا قلهوالله بخوانم تا پیدا شود؟مردم بچههایشان را گم میکنند و بعد هم اعلامیهی گم شدنش را روی دیوار دکهی پارک میزنند. مردم خودشان را گم میکنند و ماهها افسرده گوشهی اتاق مینشینند. پیرمردهایی که آدرسشان را فراموش میکنند ، خانه را گم میکنند و دیگر هیچ وقت برنمیگردند.مردم چیز هایی را گم میکنند که برایشان المثنیی نیست.یادگاریهایی را گم میکنند که دیگر هیچ وقت، هیچجا پیدا نمیکنند. حالا که فکر میکنم چقدر خوشانسم که فقط شناسنامهام را گم کردم.
یحیی.
هوا گرمهههه ، برقا میره ، امتحان نهایی هست ،جنگ هست ، مهمون میاد ،از خواب ناز بیدار میشی(شدت گرما)
بعد انتظارم دارن که عصبی نباشیییییییییی
میشه یه دو دقیقه درتو بزارییییییی
هدایت شده از ~ آمازون ~
هر کسی پیامهای گروهِ ما رو بخونه قطعا ما ۳نفر رو دستگیر و اعدام میکنند .