زندگی یه اتاق زیرشیروونی بهم بدهکاره ،
از اون اتاقهایی که پنجرههاش به سمت جنگل باز میشن و باد خنک از پنجرهی مثلثی شکل به داخل نفوذ میکنه ، درخت بید مجنون پشت پنجره با باد میرقصه.
شاید من گم نشدم، فقط دارم راهی رو پیدا میکنم که هیچکس قبل از من نرفته باشه. میان موسیقی، شبهای طولانی و فکرهایی که هیچ وقت بلند گفته نشدن.