📪 پیام جدید
سرشام روبه روی هم نشسته بودیم
داشتیم شام میخوردیم و اینا
منم ی پسرخاله نازه ۱ساله اینادارم شامم که تموم شد اونو از خالم گرفتم داشتم باهاش بازی میکردم که یهو دستشو کرد تو ماست و زد به شالم
جیغ زدم ک... ادامشو نگفتم یهو دیدم همه زل زدن بم که یهو پسرای فامیلمون زدن زیر خنده منم اون حرکت همیشگیه دخترا گگگ رو انجام دادم و اینا
بعد چندتا از فامیلامون که دیرتر اومده بودن براشون چای بردم ببین قشنگ جو خواستگاریو داشتیماا
ولی بعداز اینکه نزدیک بود بیوفتم بغل پسرداییم کلا بیچاره خجالت کشیده بود اصن سمتم نمیومد
صادق سرش تو گوشی بود رفتیم پانتومیم بازی کنیم من و صادق افتادیم تو ی گروه قشنگ من و دست انداخته بود هرچی اجرا میکردم ادامو درمیورد ولی منم اذیتش کردمواحساس کردم صمیمی تر شدیم ولی خببب هولووووو
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Tianaaaa/4810
او مای گاااد
مردم شانس دارنا حالا اگه ما به کراشمون میگفتیم میگفت هع نوکر بابات غلوم سیا🤣🦦
_بهار
#دایگو