هدایت شده از تنهایی من
سلام به همهی دلدلزنهای ماجراجو 😈
میخوام یه داستان ترسناک واستون بنویسم...
داستانی که شبها قبل خواب، چراغو خاموش کردن رو براتون سخت میکنه.
قراره با هم وارد دنیایی بشیم که تاریکی فقط یه رنگ نیست، بلکه یه حسه... یه حضور.
این داستانو با تمام عشق و ذرهای ترس تقدیم میکنم به شما که جرأت خوندنشو دارید.
اگه آمادهاید، نفس عمیق بکشید... چون قراره سفری شروع بشه که برگشتنش تضمینی نیست.
برای اینکه تو تقدیمی شرکت کنی
این پیامو فور کن چنلت🎭
واینجا عضو باش
تگ دونی
یه بنده خدایی اومد اینو یادآوری کرد و منو ناراحت کردم منم به شما ها گفتم😃
یاح یاح یاح یاااح ( خنده های شیطانی)😂
واییی بچه ها نه حمام رفتم نه اتاقم روتمیز کردم فردا هم مهموم داریم صبح هم برقمون میره😃☺️
من ارومم☺️🔪
Lara🍀
واییی بچه ها نه حمام رفتم نه اتاقم روتمیز کردم فردا هم مهموم داریم صبح هم برقمون میره😃☺️ من ارومم☺️🔪
و الان اینجام و دارم با شما ها حرف میزنم😃
Lara🍀
و الان اینجام و دارم با شما ها حرف میزنم😃
تازه میخواستم بشینم جوادی هم ببینم که منصرف شدم دیدم خیلی کار دارم😂