مامانم در حال نگاه کردن به من توی یک روز برفی وقتی گفتم با یک لباس نازک سردم نمیشه:
#شما
وقتی دانشگاه میگه کارهای فارغالتحصیلیت تقریبا تموم شده فقط یه سر باید بری آموزش
#شما
من در حال نگاه کردن به اون دوست سلطنت طلبم وقتی بهش گفتم بیا خونمون سس خرسی داریم نمیخواد برا داشتنش تو خیابون فریاد بکشی:
#شما
من درحال نگاه کردن به همون دوست تند خورم که گفته بود این کجاش تنده اصلا؟
#شما
من در حال نگاه کردن به ماشینم که رفیقم قرض گرفته بودش و پشت تلفن گفته بود یه تصادف کوچیک کردم ولی ماشین سالمه....
+ وضعیت ماشین :
#شما