اینایی که استوریِ "نه به اعدام" میذارن،
اگه یه روز عزیز خودشون قربانی یه جنایت
شد،باز هم حاضرن از خونش بگذرن؟
وقتی گردنبند علی دایی رو دزدیدن، چنان
سر و صدا راه انداخت که انگار دنیا به آخر
رسیده؛ حاضر نشد دزد رو ببخشه...
بعد همینا میان برای کسانی که نیروهای
امنیتی رو سلاخی کردن هشتگ «نه به اعدام» میزنن!
دو/سه سال پیش بین دو تا جوون درگیری پیش اومد و آخرش یکیشون کشته شد.
یه بندهخدایی خیلی دوید و تلاش کرد رضایت بگیره، ولی خانواده مقتول قبول نکردن و حکم اجرا شد...
چند وقت بعد، پسر همین آقایی که اونهمه دنبال بخشش بود، با موتور تصادف کرد و فقط دست و پاش شکست..
اما وقتی پای خودش وسط اومد، تا قرون آخر دیه رو گرفت و حاضر نشد یه ذره کوتاه بیاد..
بعضیها وقتی نوبت حق خودشونه،گذشت یادشون میره، ولی از بقیه انتظار دارن ببخشن و کوتاه بیان...
آنها که دوستشان میداشتم، رفتند و من ماندهام در میانِ آنان که دوستشان نمیدارم..
این یه تیکه از کتاب سقای آب و ادبِ،
مهدی شجاعی رو خیلی دوست دارم
قلمش یجوریه آدم دلش میخواد هی بخوونه ولی تموم نشه..
به رفیقم گفتم: نمیدونم چمه، یه مدته سردردهای عجیبی میاد سراغم...
میگه: هر مرضی خواستی بگیر، فقط سرطان نگیر!
مرده شور ترو نبره با این دلداری دادنت..!!🦦
همه حلالیت میخوان واسه سفر کربلا...
منم حلال کنید، با این سردرد، معلوم نیست
تا صبح اصلا سرِ پا باشم! 😅