eitaa logo
تـینـٰار.
480 دنبال‌کننده
170 عکس
34 ویدیو
0 فایل
'جایي دور از انسان‌ها، بر سرِ دوراهي، حواليِ آشفتگي‌ها و دردها در انتظارِ چیستم؟.' ↲تـینـٰار؟ تنهايي، تنها و یا تنِ یار! ↲من؟ پاسخگويِ شما در آشفتگی و پريشاني • متن‌ها، چکیده‌ای از قلمِ وارش‌اند، کپی؟‌هرگز..
مشاهده در ایتا
دانلود
__
امروز نیز تیره‌یِ تیره بودم! متداوم به این می‌اندیشم که انسان‌ها، در کوته‌زمانی، چقدر سخت و سرد می‌شوند.. درست همچون سنگ، سخت و همچون شب‌هایِ دی مآه، سرد.. همان سردیِ آزار‌دهنده‌یِ چآیِ فراموش‌شده. اصلا چگونه ممکن است آن کلافِ طویلِ خاطرات را به دستِ فراموشی سپرد و قد راست کرد؟! چگونه ممکن است آن زمزمه‌هایِ عاشـ‌قانه، جایِ خود را با الفاظِ تند و پر غم بدهند؟ نگآرا؛ تنها بگو، چگونه توانستی؟
26.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل‌تنگ که می‌شوم، یادِ اوقاتِ دیرینه را زنده می‌کنم. می‌نشینم به مرور و مرور و مرور؛ مرورِ تو، طفلِ عزیزکرده‌ی مادرت! مرور و حسرتِ روزهای زِ دست رفته..
استلا بشم، ویل‌م می‌شی؟
__
می‌دانی رسیده‌ام به نقطه‌ای که سیمین دانشور می‌گوید: ˒˒اینها خیال می‌کنند من، دیوانه شده‌ام اما من دیوانه نیستم؛ فقط دلم خیلی خیلی برایت تنگ است.. ˓˓ من دلتنگِ توام اما مردمِ این شهرِ ویرانه، مرا، مجنون و دیوانه می‌خوانند.. مگر به انتظار معشوق‌نشستن جرم یا دیوانگی‌ست؟ مگر دوست‌داشتنت جرمی‌ست نابخشودنی؟ اگر چُنین باشد، من گناهکارترینم در برابر ِعشقت(: ولیک راستش را بخواهی در عجب‌م که در پایانِ آرزوهایمان، چگونه به چنین جایی رسیدیم.. به جایی که تو دگر نیستی و من، دست به قلم شده‌ام ! به‌خاطر نبودت و از رفتنت می‌نویسم. از رد پایت می‌نویسم و از شادیِ فراری شده زِ من. مینویسم تا روحم آرام گیرد، گرچه بیشتر به یادت می‌افتم و خمیده‌تر می‌شوم ..
هدایت شده از پچ‌پچِ‌وارش.
می‌دونی عزیزجآن؛ خیلی بده که غمت عادی و تکراری بشه. خیلی بده! ازت به دور باشه غمِ تکراری و عادی‌شده.
__
آمدم برایت بنویسم که با وسیله‌هایِ شکستنیِ دلم آرام رفتار کن. هر لحظه امکانِ شکستن وجود دارد؛ به خود که نگریستم، دیدم ای دلِ غافل! شکستنی‌ها سالهاست شکسته‌اند. "هرطور مایلی رفتار کن.."