تـینـٰار.
چیزه؛ آخه از شما چه پنهون، دستم خالیه👈🏻👉🏻
من با بیپولیت میسازم. میریم تو پارک زندگی میکنیم اصلاً.
آقاجآنم؛ قتیلالعبرات؛ ثارالله؛ سیدالشهدا؛ غریبالغرباء؛ حجتالله؛ سفیرالله و ای ابوالاحرار..
شمایی که الهامبخشِ احرار و آزادگان هستید و شمایی که کربوبلایتان محل رجوع آزادگان و شیفتگان طریق هدایت است؛ شمایی که ندایِ محرم و عزایتان، مردمانِ غریب و غمگرفتهی این روزها را تسکین میشود.
سلام بر فرستادهی خداوند؛ سلام بر خزانهدار قرآن؛ سلام بر برهان خداوند بر روی زمین؛ ای تنها و بییاور، ای خوش قد و قامت، ای رستگار، ای دلیر و شجاع؛ از امشب، از اولین شبِ عزای تو، از دل، بانگِ نوحه و آه میآید و مرواریدهای اشک از دیده روان است..
حسینجان(ع)؛ « وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُم »
هر که به شما پناه آورد امان یافت..
حاضرم پایِ سرِ تو، سرِ خود را بدهم!
جای پیراهنِ تو، معجرِ خود را بدهم
سرِ بابای من و خِشت؟ محال است عمه!
عمه بگذار که اول، پرِ خود را بدهم..
پهن کن تا که سرِ خار نگیرد به لبش؛
کم اگر بود پرِ دیگر خود را بدهم.
مویِ من سوخته و مویِ پدر سوختهتر
حاضرم پایِ همین سر، سرِ خود را بدهم..
دید ما تشنهیِ آبیم، خودش آب نخورد!
خواست تا دیدهیِ آبآور خود را بدهم
به دلم آمده یک وقت خجالت نکشم؛
پایِ لطفش نفسِ آخرِ خود را بدهم.
www.ziaossalehin.ir | ضیاءالصالحین014-K.S-saday-englab-brazjan-www.ziaossalehin.ir-mehmane-roghaye.mp3
زمان:
حجم:
4.7M
میبينم هرشب از دلتنگی، خوابِ بابا..
شبِ سومِ محرمالحرام.
به خانه نگریست.
نه؛ این دیوارهایِ پرغبار، آن دیوارهایی نیستند که با قاب عکسهایش مزین شده بودند.
این در و پنجرهی خفقانآورِ آهنین، این گلهایِ پژمردهی رنگ و رو رفته، حتی این قالیچه هم، همانی نیست که قبلا بود.
قبلا.. وقتی او بود را میگفت.
او که بود، همه چیزِ خانه و کاشانه متفاوت بود؛ او که بود، قطرههای قرمزرنگ رویِ زمین نبودند.
او که بود، خردهشیشهها رویِ زمین، پخش و پلا نبودند؛ او که بود خانه بویِ خآک نمیداد.
بارِ دیگر به خانه نگریست..
-شاید قسمتِ یکم.
هدایت شده از پچپچِوارش.
بچها نمیدونم تجربهش کردین یا نه؛ ولی این خیلی بده که یهو کیلو کیلو غم میریزه تو دلتون و نمیتونید کاری کنید.
حتی نمیدونید از کجا اومدن.