هر موقع که با خودت گفتی همه چیز تموم شده و دنیا به آخر رسیده، به حس و حال و فوران عشقِ توی آشپزخونه و اتفاقاتی که جریان می افته نگاه بکن.
به آهنگ خوندن های مامان حین آشپزی کردن، به رایحه ی خوشِ قرمه سبزی، به پخش شدنِ خامه موقع هم زن آن در قالب، به شکستن ظرف های گل گلی مامان که از دستت افتادن و شکستن و تو با خودت گفتی که حالا باید چه کار کنم، به شب هایی که هنگام ظرف شستن توی فروپاشی روانی قرار گرفتی یک دفعه در مرکز آشپزخونه دراز کشیدی، به شکلات های شکری و کشک های نقلی ای که مامان برای قایم کردنشون از دست تو اون هارو توی بالاترین طبقه ی کابینت قایم می کرد. راستش جزئیات آشپزخونه عوض می شن، آشپزخونه قدیمی و رنگ و رو رفته می شه، پرده ها زرد و بی رنگ می شن، غذا ها گاهی می سوزن، آدم ها میان و می رن، اما یادشون برای همیشه باقی می مونه، در کنار ما، در کنار قلب ما و در کنار روح ما، درست مثل رایحه ی لباس فرد موردعلاقه، پر از امید زندگی می کنه.
میخواهم بنویسم و هیچ نمیدانم که از کجا و از چه؟
از حماقت عدهای بنویسم که گمان میکنند الآن دیگر نجات پیدا کردند و همهچیز تمام خواهد شد، ترامپ و نتانیاهو و پهلوی به نجاتشان خواهد آمد و اورا مشکل اعظم میدانستند که از میان برداشته شد.
یا از غمی که به دل حلالزادگان خزیده و اشکی که بر چشمهاشان روان شده.
بچها جدا باورش خیلی سخته که یه عده الآن فکر میکنن مشکل حل شده و قراره نجات پیدا کنن.
خیلی حماقت بزرگیه و مغز خیلی خیلی خیلی خیلی کوچیکی میخوادها!
الآن حل شد؟ تموم شد؟ ترامپ میاد کمکتون؟ ایرانمون رو آباد میکنه؟ اینهمه فحش و رقص و هلهله یعنی شما خوشبختترین آدمهای جهانید؟
نه! اشتباه نکنید. چشمهاتون رو باز کنید لعنتیا! از چی حرف میزنید؟ از کدوم نجات؟ از کدوم کمک؟
سید رضا نریمانی Reza Narimani - Boland Shod Alamdar (128).mp3
زمان:
حجم:
7.3M
بلند شو علمدار؛ علم رو بلند کن؛
بازم پرچمِ این حرم رو بلند کن:)
هدایت شده از افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
حتی الانم که بهش فکر میکنم باورم نمیشه
خدای من ، خدای من...