#پروندهشماره87
عنوان : آتش
قضیه از این قراره که:
این دو نفر که اهل سنندج هستن عاشق هم میشن و ازدواج میکنن و همدیگه رو خیلی دوست دارن. چند وقت پیش کوه ابیدر سنندج آتش میگیره و این پسر ( چیاکو یوسفی نژاد ) برای کمک میره تا آتش رو مهار کنه اما به شدت آسیب میبینه و جونشو از دست میده متاسفانه از این قضیه بدتر اینه که ایشون تو یکی از پستاش با صدایِ خودش خطاب به عشقش میگه :
میترسم بمیرم و هیچکس نتونه اندازه من دوست داشته باشه 💔
از اون بدترِ بدتر این هست که تویِ روز تولدش جونشو از دست میده و به خاک سپرده میشه، رو مزارش براش آهنگ تولد میخونن :)
.
از شدت ناراحتی نمیدونم چی بگم ...🖤
بزرگ مرد :)
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- توضیح اینکه چرا یهو اشکت میاد😢🚷🩸
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
#پروندهشماره89
عنوان : صدای آب
توضیحات 👇👇 در سال ۱۹۱۹، یک فاجعه در بخش شمالی بوستون رخ داد"سونامی ملاس اپل" این حادثه در یک فرایند کاری برای درست کردن ملاس اتفاق افتاد. کارگر ها ملاس سیب رو در بشکه ای بزرگ گرم میکردند که تغییرات دمایی زیاد و دمای بیش از حد باعث منبسط شدن آب سیب شد و از کنترل خارج شدن این ملاس ها یک موج سونامی ۴.۵ متری ایجاد کردند طوری که ساختمان های اطرافشان ویران شد و حداقل ۲۱ نفر کشته شد.
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
#پروندهشماره90
عنوان : موی تو
توضیحات این جفت عاشق 👇👇 کودی انیس، با نشون دادن یک نمونه عالی از عشق، به مدت سه سال موهایش رو برای ساختن یک پریوک (همون کلاه مویی) برای دوست دخترش هانا هاسکینگ وقت گذاشت که دوست دخترش به دلیل بیماری آلوپسی موهاش رو از دست داده بود. خیلی ها از کار این مرد الهام گرفتن و با حرف زدن در موردش باعث دیده شدن اونها شدن ، کودی با بلند کردن ۲ متر موهاش و دادنشون به هانا باعث شد معروف بشن و عشق واقعیش رو نشون داد. این داستان زیبا شش ماه بعد آشنایی اونا شروع شد،زمانی که هانا به آلوپسی مبتلا شد و موهاش شروع به ریزش کرد. کودی با بلند کردن موهاش هانا رو تشویق و حمایت کرد. فدا کاری و تعهد او به بلند کردن موهاش نشون دهنده عمق عشقش و کار هایی که او حاضر بود برای آرامش عشقش انجام دهد بود. ❤️
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
#پروندهشماره91
عنوان : عدم صلاحیت
توضیحات 👇🏽
♦️مهسا گلستانی دختر 11 سالهای که از بهزیستی مشهد به سرپرستی گرفته شده بود در اثر شکنجه ناپدری و نامادری خود در کاشمر به قتل رسید.
♦️چندی پیش مهسا گلستانی همراه با برادر ۵ سالهاش به دلیل عدم صلاحیت والدین از خانواده زیستی خود جدا و به مراکز بهزیستی جابهجا میگردند که با درخواست فرزند پذیری خانوادهای در کاشمر و با گذراندن مراحل دریافت گواهیها و معرفی به مجتمع قضایی برادر وی به فرزند خواندگی گرفته میشود و پس از ۴ جلسه بازدید از مهسا گلستانی با صدور حکم قضایی او نیز به همین خانواده به گونهٔ آزمایشی واگذار میگردد. مشاوران سازمان بهزیستی کشور در میان بازدید از خانوادهٔ فرزند پذیر به اختلافات گسترده بین وی و مادر ناتنیاش پی میبرند که پروندهٔ این خانواده در دست بررسی قرار میگیرد که ناگهان این دختر ۱۱ ساله به قت..ل میرسد.
▫️پزشک قانونی آثاری از سوختگی، شک..نجه فیزیکی، ت..جاوز جن..سی و سوختگی در مقعد در بدن این کودک ۱۱ ساله کشف کرده که بسیار دردناک است.
⚖️ تحقیقات پلیس در این زمینه همچنان ادامه دارد..
▫️امیدوارم بهشت جای بهتری باشه واست. 😔💔
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
#پروندهشماره92
عنوان : جنگل
توضیحات 👇👇👇 جاداو پاینگ، به تنهایی یک زمینی که خشک شده بود رو به یک جنگل به مساحت ۱،۳۶۰ تبدیل کرد. اون وقتی ۱۶ سال داشت سیلی آمد که باعث شد تمام گیاهان و جانوران رو از بین برد.پاینگ متوجه شد که با این اتفاق پایگاه زندگی پرنده های مهاجر و موجودات خزنده از بین رفته و برای احیای دوباره جانوران اول باید جنگل احداث میشد.اون یک جزیره ای پیدا کرد که رودخانه هم داشت و شروع کرد به کاشت نهال. پاینگ توی ۳۰ سال هر روز چند تا نهال کاشت و زمین بی بار رو به یک جنگل سر سبز تبدیل کرد. این جنگل به نام مولای معروف شد. در حال حاضر این جنگل پر حیوانات وحشی مثل ببر های بنگالی،واروان های هندی و بیش از ۱۰۰ گونه گوزن و خرگوش است. در سال ۲۰۱۵ با جایزه مدنی بالاترین افتخاری که در هند اهدا شد به نام این فرد شریف ، شرف داده شد
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
#پروندهشماره93
عنوان: تیتو
توضیحات 👇👇یک شب در سال ۱۹۸۳ ، سورش ورما یک تاجر در آگرا دهلی،توسط چند نفر کشته شده و به سرش شلیک شده بود.در همان لحظه یک نوزاد به نام توران سینگ ( تیتو ) در اوتار پرداش هند به دنیا اومد. وقتی تیتو به ۳ سالگی رسید گفت که او تیتو نیست و اسم واقعیه اون سورش ورما هستش و خانوادش رو به دلیل بی پولی مسخره کرد و گفت که در آگرا یک کار رادیویی دارد. برادرش بعد شنیدن این حرفا به آگرا رفت،جایی که تیتو گفت در آنجا زندگی میکند،خانواده سورش و همه چیزهایی که تیتو گفته بود رو پیدا میکنه. وقتی خانواده سورش از این با خبر شدن سریع به سمت تیتو رفتن و تیتو بعد دیدن اونا شناختتشون و احساساتی شد. از ایان استیونسون خواسته شد که این پرونده رو رسیدگی کنه. ایان در آن زمان در هند به دلیل کارش در مورد تناسخ بسیار مشهور بود. آنتونیا متوجه شد که تیتو در جایی که به سورش تیر اندازی شده بود ، یک ردی مادرزاد دارد و تیتو گفت که در زمان تولد قبلی خود سکه های طلایی رو پنهان کرده بود و جاش رو گفت که تونستن پیداش کنن و تیتو به تمام سوالات در مورد آنتونیا پاسخ داد. بسیاری از محققان با اینکه از تیتو پاسخ دریافت میکردند ولی نتوانستند این ماجرای مرموز رو حل کنن
💀➜ @WoJaK_DaRk┊ووجک دارک!
#پروندهشماره94
عنوان: تناسخ
توضیحات 👇👇 اول از همه بگم که اسم های افراد رو تغییر دادم👇👇 داستان احمد و محمد به عنوان یک مورد بسیار جالب تناسخ شناخته میشود. این داستان جالب تناسخ با سقوط یک هواپیما در سال ۱۹۶۲ و احمد که جان خودش رو در اون از دست داد آغاز شد. ادعا میشد که روح احمد یک سال بعد مرگش در بدن یک نوزاد تازه به دنیا آمده بود، تناسخ یافته بود. این حادثه توی ۹ مارس ۱۹۶۲ رخ داد و جسد احمد دور از محل سقوط هواپیما پیدا شد. گفته میشود که احمد بر اثر یخ زدگی جان خودش رو از دست داده بود. داستان محمد حتی عجیب تر از احمد است. وقتی محمد ۴ ساله بود شروع کرد به گفتن جملاتی مانند《 من در واقع احمد هستم، پس از سقوط هواپیما جان باختم 》این جملات خانواده او و اطرافیانش رو به فکر انداخت و محمد خانواده احمد رو خواست. محمد با شناختی که از خانواده احمد و جزئیات زندگی گذشته اش داشت توجه ها رو به خودش جلب کرد. در واقع، او گفت که شخصی که جای احمد دفن شده احمد نیست و یک مرد یهودی به نام اسرائیل شیرین هستش که این اطلاعات هم تایید شد. این رویداد توجه روانپزشک آمریکایی یان استیونسون رو به خود جلب کرد و او در کتاب نمونه هایی از تناسخ این رویداد رو قرار داد.
💀➜ @WoJaK_DaRk┊ووجک دارک!
#پروندهشماره95
عنوان : بو
توضیحات 👇👇☠️ توغچه سایین، بعد از کشتن مادرش "Sevilay palabiyik" سر مادرش رو بریده و اون رو در قابلمه گذاشت و حتی پوست ها های مادرش رو جدا کرده و داخل یک سطل گذاشته بود. این حادثه در ۲۴ می ۲۰۲۱ در کشور ترکیه رخ داد. سایین تا ۴ سال پیش توسط پزشکان تحت درمان بود ولی تصمیم گرفته شد که اون به دلیل اختلال روانی شدید باید بستری شود. علت کشتن مادرش این بود که او از مادرش درخواست پول کرده بود و از مادرش درخواست سند مالکیت خانه کرده بود که مادرش قبول نکرده بود. او با تشخیص اسکیزوفرنی تحت درمان بود ولی گفته شده که در زمان گشتن مادرش از دارو ها استفاده نکرده بود.
💀➜ @WoJaK_DaRk┊ووجک دارک!
#پروندهشماره96
عنوان :قرمز
توضیحات 👇👇 در سال ۱۹۱۹، یک فاجعه در بخش شمالی بوستون رخ داد"سونامی ملاس اپل" این حادثه در یک فرایند کاری برای درست کردن ملاس اتفاق افتاد. کارگر ها ملاس سیب رو در بشکه ای بزرگ گرم میکردند که تغییرات دمایی زیاد و دمای بیش از حد باعث منبسط شدن آب سیب شد و از کنترل خارج شدن این ملاس ها یک موج سونامی ۴.۵ متری ایجاد کردند طوری که ساختمان های اطرافشان ویران شد و حداقل ۲۱ نفر کشته شد
💀➜ @WoJaK_DaRk┊ووجک دارک!
#پروندهشماره97
عنوان : سگ با وفا
توضیحات 👇👇 این حادثه این گونه بود که وایلی، سگه وفادار و دوست داشتنی، بعد مرگ صاحبش هر روز مرتبا به سر قبر صاحبش میرفت و در یکی از این روز ها افرادی این کار وافادارانه وایلی رو دیده و از او ویدیو هایی گرفتن و منتشر کردن. غمه عمیق این سگ باعث شد که هر کسی که ویدئو رو میدید تنش بلرزد و باعث نارحتی شدید میشد برای همین این ویدئو خیلی سریع وایرال شد و این ویدئو نشان دهنده رابطه قوی بین انسان و حیوانات شد
💀➜ @WoJaK_DaRk┊ووجک دارک!
#پروندهشماره98
عنوان : پدر نظامی
توضیحات 👇👇 قبر گولابوغلو محمد نظامی معروف به "پدر نظامی" واقع در منطقه چاووشباش آفیون کاراهیسار، بیش از 60 سال است که در وسط راه قرار گرفته است. این باعث تعجب کسانی می شود که آن را می بینند و باعث کنجکاوی میشود. داستان چرایی رها شدن قبر در میانه راه به شرح زیر است: محمد عسکری شاعر و فیلسوفی است که در قرن هجدهم زندگی میکرد. وی پس از 35 سال معلمی در افیون کاراهیسار درگذشت و بنابه و وصیتش در مکان الانش خاک شد. در آن زمان مقبره در منطقه خلوتی خارج از شهر قرار داشت. با این حال، با گذشت زمان، شهر بزرگ شد و قبر در داخل شهر باقی ماند. جابجایی قبر در طول گسترش خیابان گوکسو در دهه 1960 مورد توجه قرار گرفت. اما طبق شنیده ها ماشین های کاری که برای جابجایی قبر آورده بودند خراب شد و نتوانست به کار خود ادامه دهد. این وضعیت منجر به شکل گیری این باور در بین مردم می شود که قبر مقدس است و قابل جابجایی نیست. از آن روز، قبر همچنان در میانه راه باقی مانده است. اطراف قبر با محوطه سازی محافظت می شود. این آرامگاه که در میانه راه قرار دارد به عنوان یکی از داستان های جالب افیون کاراهیسار در خاطره شهر باقی مانده است.
💀➜ @WoJaK_DaRk┊ووجک دارک!